[Date Prev][Date Next]   [Thread Prev][Thread Next]   [Thread Index] [Date Index] [Author Index]

[xml] UTF-8 decoding bug in HTML parser



Hi,

The attached file illustrates a UTF-8 decoding bug in the HTML parser, which can be recreated with:

    $ xmllint --html utf8bug.html

The last one or two characters in the document are corrupted, and xmllint reports an encoding error. However, the text is in fact correctly encoded, as can be demonstrated by pasting it into an XML document, or just deleting some unrelated text from earlier in this document, which fixes the problem.

As can be seen from the full example (utf8full.html) after the corrupted character the parser appears to switch back to a single byte encoding, so all subsequent multibyte UTF-8 text is also corrupted.

This appears to be caused by some kind of buffering bug, perhaps a multibyte UTF-8 character is overlapping the end of a buffer, and the buffer is not being expanded correctly?

Best regards,

Michael

--
Print XML with Prince!
http://www.princexml.com
Title: شهير بلاگ
 
خانه تماس با من آرشيو جستجو در سایت درباره من RSS

يکشنبه، 15 ارديبهشت 1387  -   Sunday, May 04, 2008

تاريخ درج: چهارشنبه، 29 اسفند 1386 - Wednesday, March 19, 2008      نويسنده:       دفعات مشاهده: 2688 بار      كد: 341


عکس محصول هنر یکی از همکاران است. روی آن کلیک کند.




    نظرات کاربران:
  • حاجی جفرسون:
    4/5/2008 - 7:08:00 PM
    با درود به شما... بدون هیچ گونه طنز و دستکاری توسط حاجی دایی نقل شده است این ها که در بیان جدی اینقدر طناز هستند وای به روزی که بخواهند طنز بنویسند. ببین شهیر جان چه کسانی سر جوانان ما را با اصلاحات 8 سال گول مالیدند.. این ها را بخوانید :::::((دبيركل مجمع اسلامي بانوان گفت: به نظر مي‌رسد آقاي خاتمي قصد فاصله گرفتن از تندروها را ندارد و تا اين روند ادامه دارد ما با تندروها در يك ائتلاف شركت نمي‌كنيم. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، فاطمه كروبي دبيركل مجمع اسلامي بانوان عصر امروز شنبه در جمع خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي روند برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي را تحليل كرد. وي ضمن برشمردن مرزبندي خود با جربان تندروي اصلاح طلب افزود: اين ما نيستيم كه با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اختلاف داريم اما انحصارگري برخي از گروه‌ها جريان اصلاحات را دچار از هم‌گسستگي كرد. داوطلب هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي درباره تشكيل ستاد مردمي اصلاحات خاطر نشان كرد: آقاي خاتمي به توصيه‌ها و نظرات دوستانشان توجهي ندارند و اگر اين امكان وجود داشت كه همه جريانات اصلاح طلب زير يك عنوان فعاليت كنند حتما از آن استقبال مي‌كرديم اما به نظر نمي‌رسد كه آقاي خاتمي بخواهد از تندروها فاصله بگيرد و تا اين روند ادامه داشته باشد ما با تندروها در يك ائتلاف شركت نمي‌كنيم. وي در مورد شركت تشكل متبوع خود در مرحله بعدي انتخابات مجلس گفت: برخي از كانديداهاي نزديك به ما به مرحله دوم انتخابات راه يافته‌اند و ما با تمام توان در اين مرحله از آنها دفاع خواهيم كرد. كروبي تاكيد كرد: گروهي انحصارگر با اقدامات غيرعقلاني و تندروي‌هاي خود اتوبوس اصلاحات را در دره سرنگون كردند)))) لطفا پیدا کنید پرتقال فروش را......واقعا این ها می خواهند دوباره وارد مجلس و دولت شوند.....اووووووووووووووو لالالالالالا........نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته این مجمع بانوان بیشتر به سفره های نذر و سبزی پاک کردن های خونه مامان بزرگ و خاله زنک بازی های عصر قاجاریه و مجلس پا تختی و حنا بندون عروس شباهت دارد. مهندس جان گویا ما از دست این ....و عیالش باید برویم گوشه همان ابدارخانه و شاغلام و چایی دیشلمه....شما تشریف نمی آورید؟


  • سیاوش:
    4/3/2008 - 9:28:00 PM
    مرد هزار چهره مرد هزار چهره کیست؟شخصیتی ساخته و پرداخته مهران مدیری، پیمان قاسم خانی و دیگر نویسندگان؟ تنها هدفش آنست که چند روز تعطیلات، مارا سرگم کند و دیگر هیچ؟ مرد هزار چهره یک طنز است یک طنز تلخ، برداشتی واقعی از جامعه ایرانی. من جوانم پس دردآشنای جوانانم و خود را با خود و دیگر جوانان طرف می کنم بسیار اند جوانانی که مصداق مرد هزار چهره هستند جوانانی سودا زده یا به قول خود مسعود "جو گیر" که هر با محصولی کهنه را با تعریفی جدید به آنها ارائه کنند چنان با تمام و جود می پذیرند که گویی راه فائق آمدن بر تمام مشکلاتشان را یافته اند و می خرند، خواه این تحفه تئوری بر گرفته از تفکرات خشک و فسیلی گروهی باشد یا مدل ملیجک وار لباسی در پشت ویترین فروشگاه. مهم نیست چه باشد! مهم نیست دلیل انتخابش چه باشد! مهم نیست نتیجه این انتخاب چیست! تنها مهم است که می گویند از این طرف بفرمائید!حال این بفرمائید چه معنایی دارد باز هم مهم نیست!!! وای بر ما که نه خود را می شناسیم و نه در جهت شناخت خویش قدم می گذاریم. وای بر ما که دیگر حتی ندای درون خویش را نمی توانیم بشنویم. وای بر ما که نمی دانیم چه می خواهیم و هر بار که چیزی می خواهیم و در مسیر وصال پا می گذاریم به میانه راه نرسیده چنان مجذوب زرق و برق راههای دیگر می شویم که مبدا و مقصد را یکجا فراموش می کنیم. وای بر ما که نمی توانیم در برابر هر آنچه در مقابل انسانیت ما ایستاده "نه"بگوییم. درست است که ما جوانان به تنهایی مقصر نیستیم اما چون شروع تقصیریم پس می توانیم از ابتدا مانع مشکل هم باشیم. با احترام سیاوش
     
    بسیار زیبا سیاوش جان. درود بر تو. شهیر


  • احسان __ خط سوم:
    4/3/2008 - 8:21:00 PM
    با سلام و ادای احترام وکسب اجازه از شهیر عزیز . از عماد جان عزیزم بخاطر زحمتی که کشیدند و اطلاعات خوبی که دادند ، به سهم خودم تشکر می کنم . با کمال شرمندگی از اینکه "بدون هماهنگی" و " اجازه ای قبلی شما" و "بسرعت" ، معدود اشتباهات تایپی را که با توجه به حجم مطلب ، امری کاملا اجتناب ناپذیر است ، سعی کردم که اصلاح کنم ، از شما پوزش می خواهم . البته عماد جان عزیزم ، بد نیست بدانید که در میزان اشتباه در تایپ هرگز به پای بنده نخواهید رسید ! شاهد ادعای حقیر، شهیر و حسین جان عزیزم هستند که خبردارند که چگونه بنده در یک فقره عملیات تایپ ، دو صفحه ای کامل را جا انداختم !!! کافی است بپرسید ، در نهایت صداقت ، بر این رکورد بی نظیر و تاریخی شهادت خواهند داد ! باز هم از زحمات عماد جان و نیز سوالات خوب حسین جان تشکر می کنم که ان وعده ای مقاله ای عیدانه ای مفصل شهیر را در باره ای زنده یاد مرحوم مصدق ، در وسع خود بجای اوردند . ضمن انکه هیچکدام از دوستان، این زحمت ارزشمند عماد جان را دلیل ان نخواهند دانست که شهیرعزیز بعد از بازگشت از مسافرت ، سر فرصت وعده ای خود را عمل نکنند . مشتاقانه اما نه عجولانه ، منتظر مقاله ای شهیر هم خواهیم ماند. با احترام : احسان
     
    احسان جان، من فکر کردم قضیه شامل مرور زمان شده است. تا امروز که نرسیده ام دست به این پروژه بزنم. اگر عشق به حفظ ارتباط با شما ها نبود تا روز 25 اپریل به خودم مرخصی می دادم. در این سفر خدا می داند چند هزار مایل در 3 قاره را پیموده ام. از پوست کلفت خودم در عجبم که چطوری تونستم اخبار را دنبال کنم و چند مقاله کوتاه بنویسم. گرفتاری زیاد بود. شهیر


  • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
    4/3/2008 - 7:14:00 PM
    شهير جان اگر طولانی شد ببخشيد چاره ای نبود احسان جان از کمک شما نيز در ويرايش اين مطلب متشکرم اميدوارم حسين عزیز نيز راضی باشد
     
    ممنون از زحمتی که کشیدی عماد جان. شهیر


  • حسین:
    4/3/2008 - 7:04:00 PM
    سلام آقا شهیر با اجازه شما خواستم از عماد عزیز وهمچنین سرور بزرگوار آقااحسان تشکر کنم وبه آقا عمادبگویم دستت درد نکنه بابت زحمتت وفوق العاده عالی بود.قسمتی که نوشتید" خود دکتر مصدق در تقریراتشان به اشتباه بودن تصمیمشان مبنی بر استعفاء اقرار می کنند"واقعا جالب وحاکی از روح بلند دکتر مصدق هست .بااینکه سوالات خرد وریز زیاد هست اما از اینکه به سوالات عمده من با توجه به کتاب دکتر مصدق پاسخ دادید بازهم تشکر میکنم .میخواستم این پاسخ را برای نویسنده مقاله رجانیوز copy&paste
    کنم گفتم شاید هرچند به احتمال ضعیف برای سایت دوست داشتنی آقا شهیر مشکلی پیش آید.خواستم با حذف نام آقا شهیر وشما از کامنت اینکار را بکنم احتمال دادم راضی نباشید .بنابراین فعلا علیرغم میل فراوان از اینکار صرف نظر کردم .بهرحال بازهم ممنون ومتشکر


  • حاجی جفرسون:
    4/3/2008 - 6:06:00 PM FOO!
    با درود از قدیم گفته اند که یک کلمه هم از مادر عروس بشنوید. بنابراین به افاضات اخیر کشور دوست و برادر و سوسیالیست چین عزیز و جان جانان کمونیست عنایت بفرمایید: رادیو فردا: ديپلمات ها در وين گفته اند: که چين، از مخالفان تشديد تحريم های ايران در شورای امينت، اطلاعات خود درباره ارتباط برنامه هسته ای تهران با تلاش برای دستيابی سلاح اتمی را در اختيار آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار داده است. العجب!!!!!! انتخاب :با وجود اینکه چین به شدت با تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران مخالفت می کرد، اطلاعاتی در رابطه با فعالیتهای هسته ای ایران در اختیار مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار داده که بر اساس آن ایران در تلاش برای دست یابی به سلاح های اتمی است. به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از فاکس نیوز؛جان بولتون ،نمایندۀ پیشین ایالات متحدۀ امریکا در سازمان ملل،در این باره گفت: اقدام اینچنینی از سوی چین به دلیل روابط نظامی که میان دو کشور [ایران و چین] برقرار است، بسیار قابل توجه است. خبرنگار انتخاب می افزاید؛ در حالی چین به این اقدام دست زده است که همکاری های تجاری و نظامی ایران با این کشور بطور بی سابقه ای افزایش یافته است. یا باب الحوائج!!!!! رادیو زمانه: چین با وجود مخالفت با تحریم‌های شدید شورای امنیت علیه تهران، اطلاعاتی درباره تلاش‌های تهران برای ساخت تسلیحات هسته‌ای به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کرده است. آسوشیتدپرس با اعلام این خبر به نقل از چند دیپلمات آشنا با پرونده هسته‌ای ایران نوشت، پکن به همراه مسکو همواره بر سر راه شورای امنیت و امریکا برای اعمال مجازات های سخت تر علیه تهران به دلیل مقاومت هسته ای این کشور به صورت یک مانع عمل کرده‌اند. این گزارش می افزاید، تصمیم چین برای ارائه اطلاعاتی جهت استفاده در تحقیقات آژانس انرژی اتمی درباره برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران، گویای افزایش نارضایتی بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است که حتی تلاش برای ساخت چنین تسلیحاتی را نیز تکذیب می‌کند. بر اساس این گزارش، دو دیپلمات بلندپایه که ارتباط نزدیکی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دارند این اقدام چین را برملا کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از اظهار نظر در این باره خودداری کرده است. العجب. من مامور و معذور..حالا از پدر عروس چند کلمه بشنوید: سخنگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی ادعای برخی از رسانه های غربی را درباره این که چین اطلاعاتی را درباره برنامه هسته ای ایران در اختیار آژانس قرار داده است ، تکذیب کرد . ملیسا فلمینگ در گفت و گو با خبرنگار واحد مرکزی خبر تاکید کرد : آژانس بین المللی انرژی اتمی هرگز درباره اطلاعات محرمانه دریافتی از کشورها اظهار نظر نمی کند . وی گفت: هم
    Title: شهير بلاگ
     
    خانه تماس با من آرشيو جستجو در سایت درباره من RSS

    يکشنبه، 15 ارديبهشت 1387  -   Sunday, May 04, 2008

    تاريخ درج: چهارشنبه، 29 اسفند 1386 - Wednesday, March 19, 2008      نويسنده:       دفعات مشاهده: 2688 بار      كد: 341


    عکس محصول هنر یکی از همکاران است. روی آن کلیک کند.




      نظرات کاربران:
    • حاجی جفرسون:
      4/5/2008 - 7:08:00 PM
      با درود به شما... بدون هیچ گونه طنز و دستکاری توسط حاجی دایی نقل شده است این ها که در بیان جدی اینقدر طناز هستند وای به روزی که بخواهند طنز بنویسند. ببین شهیر جان چه کسانی سر جوانان ما را با اصلاحات 8 سال گول مالیدند.. این ها را بخوانید :::::((دبيركل مجمع اسلامي بانوان گفت: به نظر مي‌رسد آقاي خاتمي قصد فاصله گرفتن از تندروها را ندارد و تا اين روند ادامه دارد ما با تندروها در يك ائتلاف شركت نمي‌كنيم. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، فاطمه كروبي دبيركل مجمع اسلامي بانوان عصر امروز شنبه در جمع خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي روند برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي را تحليل كرد. وي ضمن برشمردن مرزبندي خود با جربان تندروي اصلاح طلب افزود: اين ما نيستيم كه با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اختلاف داريم اما انحصارگري برخي از گروه‌ها جريان اصلاحات را دچار از هم‌گسستگي كرد. داوطلب هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي درباره تشكيل ستاد مردمي اصلاحات خاطر نشان كرد: آقاي خاتمي به توصيه‌ها و نظرات دوستانشان توجهي ندارند و اگر اين امكان وجود داشت كه همه جريانات اصلاح طلب زير يك عنوان فعاليت كنند حتما از آن استقبال مي‌كرديم اما به نظر نمي‌رسد كه آقاي خاتمي بخواهد از تندروها فاصله بگيرد و تا اين روند ادامه داشته باشد ما با تندروها در يك ائتلاف شركت نمي‌كنيم. وي در مورد شركت تشكل متبوع خود در مرحله بعدي انتخابات مجلس گفت: برخي از كانديداهاي نزديك به ما به مرحله دوم انتخابات راه يافته‌اند و ما با تمام توان در اين مرحله از آنها دفاع خواهيم كرد. كروبي تاكيد كرد: گروهي انحصارگر با اقدامات غيرعقلاني و تندروي‌هاي خود اتوبوس اصلاحات را در دره سرنگون كردند)))) لطفا پیدا کنید پرتقال فروش را......واقعا این ها می خواهند دوباره وارد مجلس و دولت شوند.....اووووووووووووووو لالالالالالا........نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته این مجمع بانوان بیشتر به سفره های نذر و سبزی پاک کردن های خونه مامان بزرگ و خاله زنک بازی های عصر قاجاریه و مجلس پا تختی و حنا بندون عروس شباهت دارد. مهندس جان گویا ما از دست این ....و عیالش باید برویم گوشه همان ابدارخانه و شاغلام و چایی دیشلمه....شما تشریف نمی آورید؟


    • سیاوش:
      4/3/2008 - 9:28:00 PM
      مرد هزار چهره مرد هزار چهره کیست؟شخصیتی ساخته و پرداخته مهران مدیری، پیمان قاسم خانی و دیگر نویسندگان؟ تنها هدفش آنست که چند روز تعطیلات، مارا سرگم کند و دیگر هیچ؟ مرد هزار چهره یک طنز است یک طنز تلخ، برداشتی واقعی از جامعه ایرانی. من جوانم پس دردآشنای جوانانم و خود را با خود و دیگر جوانان طرف می کنم بسیار اند جوانانی که مصداق مرد هزار چهره هستند جوانانی سودا زده یا به قول خود مسعود "جو گیر" که هر با محصولی کهنه را با تعریفی جدید به آنها ارائه کنند چنان با تمام و جود می پذیرند که گویی راه فائق آمدن بر تمام مشکلاتشان را یافته اند و می خرند، خواه این تحفه تئوری بر گرفته از تفکرات خشک و فسیلی گروهی باشد یا مدل ملیجک وار لباسی در پشت ویترین فروشگاه. مهم نیست چه باشد! مهم نیست دلیل انتخابش چه باشد! مهم نیست نتیجه این انتخاب چیست! تنها مهم است که می گویند از این طرف بفرمائید!حال این بفرمائید چه معنایی دارد باز هم مهم نیست!!! وای بر ما که نه خود را می شناسیم و نه در جهت شناخت خویش قدم می گذاریم. وای بر ما که دیگر حتی ندای درون خویش را نمی توانیم بشنویم. وای بر ما که نمی دانیم چه می خواهیم و هر بار که چیزی می خواهیم و در مسیر وصال پا می گذاریم به میانه راه نرسیده چنان مجذوب زرق و برق راههای دیگر می شویم که مبدا و مقصد را یکجا فراموش می کنیم. وای بر ما که نمی توانیم در برابر هر آنچه در مقابل انسانیت ما ایستاده "نه"بگوییم. درست است که ما جوانان به تنهایی مقصر نیستیم اما چون شروع تقصیریم پس می توانیم از ابتدا مانع مشکل هم باشیم. با احترام سیاوش
       
      بسیار زیبا سیاوش جان. درود بر تو. شهیر


    • احسان __ خط سوم:
      4/3/2008 - 8:21:00 PM
      با سلام و ادای احترام وکسب اجازه از شهیر عزیز . از عماد جان عزیزم بخاطر زحمتی که کشیدند و اطلاعات خوبی که دادند ، به سهم خودم تشکر می کنم . با کمال شرمندگی از اینکه "بدون هماهنگی" و " اجازه ای قبلی شما" و "بسرعت" ، معدود اشتباهات تایپی را که با توجه به حجم مطلب ، امری کاملا اجتناب ناپذیر است ، سعی کردم که اصلاح کنم ، از شما پوزش می خواهم . البته عماد جان عزیزم ، بد نیست بدانید که در میزان اشتباه در تایپ هرگز به پای بنده نخواهید رسید ! شاهد ادعای حقیر، شهیر و حسین جان عزیزم هستند که خبردارند که چگونه بنده در یک فقره عملیات تایپ ، دو صفحه ای کامل را جا انداختم !!! کافی است بپرسید ، در نهایت صداقت ، بر این رکورد بی نظیر و تاریخی شهادت خواهند داد ! باز هم از زحمات عماد جان و نیز سوالات خوب حسین جان تشکر می کنم که ان وعده ای مقاله ای عیدانه ای مفصل شهیر را در باره ای زنده یاد مرحوم مصدق ، در وسع خود بجای اوردند . ضمن انکه هیچکدام از دوستان، این زحمت ارزشمند عماد جان را دلیل ان نخواهند دانست که شهیرعزیز بعد از بازگشت از مسافرت ، سر فرصت وعده ای خود را عمل نکنند . مشتاقانه اما نه عجولانه ، منتظر مقاله ای شهیر هم خواهیم ماند. با احترام : احسان
       
      احسان جان، من فکر کردم قضیه شامل مرور زمان شده است. تا امروز که نرسیده ام دست به این پروژه بزنم. اگر عشق به حفظ ارتباط با شما ها نبود تا روز 25 اپریل به خودم مرخصی می دادم. در این سفر خدا می داند چند هزار مایل در 3 قاره را پیموده ام. از پوست کلفت خودم در عجبم که چطوری تونستم اخبار را دنبال کنم و چند مقاله کوتاه بنویسم. گرفتاری زیاد بود. شهیر


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      4/3/2008 - 7:14:00 PM
      شهير جان اگر طولانی شد ببخشيد چاره ای نبود احسان جان از کمک شما نيز در ويرايش اين مطلب متشکرم اميدوارم حسين عزیز نيز راضی باشد
       
      ممنون از زحمتی که کشیدی عماد جان. شهیر


    • حسین:
      4/3/2008 - 7:04:00 PM
      سلام آقا شهیر با اجازه شما خواستم از عماد عزیز وهمچنین سرور بزرگوار آقااحسان تشکر کنم وبه آقا عمادبگویم دستت درد نکنه بابت زحمتت وفوق العاده عالی بود.قسمتی که نوشتید" خود دکتر مصدق در تقریراتشان به اشتباه بودن تصمیمشان مبنی بر استعفاء اقرار می کنند"واقعا جالب وحاکی از روح بلند دکتر مصدق هست .بااینکه سوالات خرد وریز زیاد هست اما از اینکه به سوالات عمده من با توجه به کتاب دکتر مصدق پاسخ دادید بازهم تشکر میکنم .میخواستم این پاسخ را برای نویسنده مقاله رجانیوز copy&paste
      کنم گفتم شاید هرچند به احتمال ضعیف برای سایت دوست داشتنی آقا شهیر مشکلی پیش آید.خواستم با حذف نام آقا شهیر وشما از کامنت اینکار را بکنم احتمال دادم راضی نباشید .بنابراین فعلا علیرغم میل فراوان از اینکار صرف نظر کردم .بهرحال بازهم ممنون ومتشکر


    • حاجی جفرسون:
      4/3/2008 - 6:06:00 PM FOO!
      با درود از قدیم گفته اند که یک کلمه هم از مادر عروس بشنوید. بنابراین به افاضات اخیر کشور دوست و برادر و سوسیالیست چین عزیز و جان جانان کمونیست عنایت بفرمایید: رادیو فردا: ديپلمات ها در وين گفته اند: که چين، از مخالفان تشديد تحريم های ايران در شورای امينت، اطلاعات خود درباره ارتباط برنامه هسته ای تهران با تلاش برای دستيابی سلاح اتمی را در اختيار آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار داده است. العجب!!!!!! انتخاب :با وجود اینکه چین به شدت با تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران مخالفت می کرد، اطلاعاتی در رابطه با فعالیتهای هسته ای ایران در اختیار مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار داده که بر اساس آن ایران در تلاش برای دست یابی به سلاح های اتمی است. به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از فاکس نیوز؛جان بولتون ،نمایندۀ پیشین ایالات متحدۀ امریکا در سازمان ملل،در این باره گفت: اقدام اینچنینی از سوی چین به دلیل روابط نظامی که میان دو کشور [ایران و چین] برقرار است، بسیار قابل توجه است. خبرنگار انتخاب می افزاید؛ در حالی چین به این اقدام دست زده است که همکاری های تجاری و نظامی ایران با این کشور بطور بی سابقه ای افزایش یافته است. یا باب الحوائج!!!!! رادیو زمانه: چین با وجود مخالفت با تحریم‌های شدید شورای امنیت علیه تهران، اطلاعاتی درباره تلاش‌های تهران برای ساخت تسلیحات هسته‌ای به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کرده است. آسوشیتدپرس با اعلام این خبر به نقل از چند دیپلمات آشنا با پرونده هسته‌ای ایران نوشت، پکن به همراه مسکو همواره بر سر راه شورای امنیت و امریکا برای اعمال مجازات های سخت تر علیه تهران به دلیل مقاومت هسته ای این کشور به صورت یک مانع عمل کرده‌اند. این گزارش می افزاید، تصمیم چین برای ارائه اطلاعاتی جهت استفاده در تحقیقات آژانس انرژی اتمی درباره برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران، گویای افزایش نارضایتی بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی است که حتی تلاش برای ساخت چنین تسلیحاتی را نیز تکذیب می‌کند. بر اساس این گزارش، دو دیپلمات بلندپایه که ارتباط نزدیکی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دارند این اقدام چین را برملا کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از اظهار نظر در این باره خودداری کرده است. العجب. من مامور و معذور..حالا از پدر عروس چند کلمه بشنوید: سخنگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی ادعای برخی از رسانه های غربی را درباره این که چین اطلاعاتی را درباره برنامه هسته ای ایران در اختیار آژانس قرار داده است ، تکذیب کرد . ملیسا فلمینگ در گفت و گو با خبرنگار واحد مرکزی خبر تاکید کرد : آژانس بین المللی انرژی اتمی هرگز درباره اطلاعات محرمانه دریافتی از کشورها اظهار نظر نمی کند . وی گفت: همچنین آژانس هرگز درباره دریافت یا عدم دریافت چنین اطلاعاتی از کشورها اعلام نظر نمی کند. برخی رسانه های غربی اخیرا ادعا کرده اند که چین اطلاعاتی درباره برنامه اتمی ایران در اختیار آژانس انرژی اتمی قرار داده است. عجیبا و غریبا.... مشخص نیست که بالاخره پدر عروس طرفدار داماد است یا نه.. حالا چند کلمه از برادر عروس بشنوید: شون مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه امریکا، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اطلاعات ارائه شده توسط چين به آژانس، گفت که در حال حاضر قادر نيست اين خبر را تاييد يا رد کند. وی افزود: شايد آسانترين راه اين باشد که با مقامات آژانس و چین صحبت کنيد. آژانس بین المللی انرژی اتمی در این باره هیچگونه اظهار نظری نکرده و هیچ یک از نمایندگان ایران و چین در آژانس به تماسهای تلفنی خبرنگاران جواب نداده اند. بیچاره داماد که برای عروسش کیک زرد خریده و آورده است.کار از قطعنامه و عقد نامه گذشته که هنوز عروس زیبای هسته ای شوهر نکرده است ولی مهریه اش را می خواهد.برای گرفتن مهریه هم آجان و پاسبان کشی راه انداخته است! به این میگویند آش نخورده و دهان سوخته. کجا هستند کسانی که دل به حمایت چین و روسیه بسته بودند و نوید پیروزی شرق در برابر امپرالیسم غرب را در بوق های گوشخراش خویش داد زده بودند؟؟ محمد علی ابطهی در این باره در وبلاگش موضوع جالبی را مطرح می کند که خواندنش خالی از لطف و بی ارتباط با این موضوع نیست..: در ایام نوروزمهران مدیری مرد موفق طنزتلویزیونی ایران سریالی را کارگردانی کرد که درآن آدم خوب و ساده ای به صورت تصادفی در نقشهای مختلف قرارمی گرفت و بلافاصله جو گیر می شد و کلی کارها می کرد که نمی دانست چرا چنین می کند. وقتی او را به عنوان مرد هزارچهره گرفتند و در دادگاه محاکمه کردند در دفاع از خود می گفت من اشتباهی هستم. خیلی تعبیر دقیق و عمیقی بود.آدم های زیادی اشتباه می کنند ولی آدمهای کمی اشتباهی هستند. مشکل جدی، اشتباهات آدم های مهم نیست. مشکل اصلی اشتباه بودن آدم ها است. خیلی ازآدم های اشتباه ، بد ذات وبد جنس نیستند. حتی در سطوح تاثیر گذار داخل سیستم، خیلی از آدم های اشتباه قصد بدی ندارند. نیتشان خیر است. گمان می برند که حافظ اسلام و دین و کشورو مطیع خدا و پیامبر ورهبری هستند اما مهمترین دلیل اشتباه بودنشان این است که بی توجه به حق مردم ، جو گیر می شوند و برداشت های خودشان را به جای دین بر مردم تحمیل می کنند. در مسائل اجتماعی که پای حق و زندگی مردم در کار است نتیجه ی عمل مهم است نه نیت. البته آدم های اشتباهی مهمتری هم هستند که هم مردم می فهمند آنها اشتباهی هستند وهم خودشان می دانند که هزینه ی اشتباهی بودن آنها توسط مردم باید پرداخت شود. .(از وبلاگ ابطهی) نکته جالب در گزارش چین این است که :::اطلاعات مذکور توسط دو دیپلمات ارشد که پروندۀ هسته ای ایران را از نزدیک دنبال می کردند،ارائه شده است.یکی از این دیپلماتها اطلاعات بدست آمده را اواخر هفتۀ گذشته و دیگری روز چهارشنبه در اختیار آژانس قرار داد. لابد این دیپلمات ها.. دیپلم!! مات بودند و لیسانس!!مات و بالاتر نیودند و احتمالا از مدرسه ایی که دخترک 16 ساله انرژی هسته را کشف کرده بود ، به اطلاعات دست یافته اند!!!! پیدا کنید پرتقال فروش را!!! قسم حضرت عباس یا دم خروس شما جای حاجی جفرسون..کدام را باور میکنید؟؟؟؟؟ احوال شهیر شخیص و مشهور ما چطور است؟ با کامنت ها در چه حالی برادر ؟
       
      آقای ابطحی! وای بر ملتی که مدافع حقوقش ابطحی و خاتمی و آن دار و دسته باشند. خدایان صداقت و امانت، و بّرندگی و شهامت و جسارت. شهیر


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان :
      4/3/2008 - 5:42:00 PM
      با درود خدمت استاد بزرگوارم جناب شهير شهيد ثالث عزيز چندی قبل نقدی راجع به نقش تاريخي دکتر مصدق در جريانات تاريخ معاصر ایران در سایت رجا نیوز نگاشته شد که توسط این بنده حقیر توجه دوستان به متن ان جلب شد در نتیجه بحثی دوستانه ما بین بنده و حسین عزیز روی داد که بنا به دستور ایشان در جهت پاسخ به برخی بندهای این مقاله بنده اینک انجام وظیفه می کنم. در این راستا اینجانب 7 پرسش مطرح شده توسط حسین عزیز که گلچین مهمترین سوالهای انتقادی مطروحه میباشد را یک به یک با ذکر سوال پاسخ خواهم داد. 1) ایا مرحوم دکتر مصدق درخواست تابعیت سوئیس و ترک تابعیت ایران نموده است یا نه؟ اگر چنین درخواستی مطرح شده علت ان چیست؟ پاسخ: بنا به تقریرات دکتر مصدق در کتاب خاطرات وتالمات ایشان جهت ترجمه ی تز دکترای خود و همچنین گذراندن دوره ی کار اموزی خود در دارالوکاله وکیلی بنام زان روله در شهر نوشاتل شروع به فعالیت کردند {مدت کار اموزی 6 ماه بود و من 9 ماه در دارالوکاله کار کردم و در عالیترین دادگاه نوشاتل در محاکمه ای شرکت نمودم و تصدیقنامه وکالت خود را به شرط تحصیل تابعیت سوئیس از ان دادگاه گرفتم نظر به این که تحصیل تابعیت سوئیس مستلزم ترک تابعیت اصلی نیست و هر واجد شرطی بدون از دست دادن تابعیت اصلی می تواند ان را تحصیل کند و شرط تحصیل تابعیت هم این بود که درخواست کننده مدت 3 سال در سوئیس اقامت کرده و در محل اقامت سابقه بد نداشته باشد از شهربانی نوشاتل تصدیق گرفتم وان را به ضمیمه ی درخواست خود به دولت مرکزی سوئیس فرستادم که مورد قبول واقع شد} این بنده حقیر فکر می کنم تقریرات دکتر مصدق در این باب به اندازه کافی گویا هست وجواب سوال 1 را داده. 2 ) آیا هنگام سرکوب قیام تنگستان مرحوم دکتر مصدق فرماندار فارس بودند یا نبودند؟ واگر بودند آیا نقشی در آن سرکوب داشتند ؟واگر داشتند چرا در آن سرکوب نقش داشتند؟ پاسخ : دکتر مصدق از مهر ماه سال 1299 شمسی تا 3 فروردین 1300 والی فارس بودند این در حالیست که اخرین شعله های قیام تنگستان در مورخه شوال 1338 قمری مطابق با تیر 1299 شمسی با کشته شدن حسین خان چاه کوتاهی و قلع و قمع تنگستانی ها توسط پلیس جنوب خاموش گشت این تاریخ دقیقا 2 ماه قبل از والی گری دکتر مصدق در فارس می باشد پس از این تاریخ عملا قیام تنگستان به پایان رسید و فقط هر از گاهی درگیری های پراکنده ای ما بین پلیس جنوب و خوانین فراری تنگستان که در کوهستان ها پناه گرفته بودند رخ می داد در این مورد نیز دکتر مصدق در برخورد با قنسول انگلیس در اولین روزهای والی گری فارس بحثی دارند بدین شرح : {بعد از انتصابم به ایالت فارس مازور وویر قنسول انگلیس بدیدنم امد و ضمن صحبت اظهار کرد مردم فارس از پلیس جنوب متنفرند و ما نمیدانیم چه تمهیدی بکار بریم که از این تنفر بکاهیم و باز پس از چند روز که ازتصدی من گذشت امد و گفت پلیس جنوب را مامور کرده ایم ان عده از خوانین تنگستانی را که موجب عدم نظم وامنیت می شوند تنبیه کنند که بی اختیار حالم تغییر نمود و چنین استنباط کرد که این تغییر حال بواسطه بیاناتی بود که او کرده و در جواب سوال او که چرا حالم تغییر نمود گفتم این بیانات را هر کس می شنید حالش از این هم بدتر می شد مگر نبود که جلسه قبل شما گفتید مردم فارس از پلیس جنوب متنفرند و باید کاری کنیم از این تنفر بکاهیم اکنون می خواهید ان را مامور تنبیه عده ای از هم وطنانشان کنیدو بر انزجار مردم بیفزائید هنوز فراموش نشده که قتل شیخ حسین خان چاه کوتاهی را که نسبت به عمال انگلیس دادند مردم تهران در نقاط عدیده مجلس ختم گذاشتند ومثل یک شهید وطن شناختند } این بیانات مصدق که با ناراحتی ایشان همراه است نشان می دهد که او با برخورد پلیس جنوب با همان معدود خوانین فراری تنگستانی نیز مخالف بوده . سند این گفتگو و زمان والی گری مصدق بر فارس که 2 ماه پس از سرکوب کامل قیام تنگستان است نشان می دهد ایشان در سرکوب هیچ نقشی نداشتند همچنین رفتار ایشان با مردم فارس در ان زمان گویای روح وطن پرستی او می باشد چنان که در مورد قبول والی گری تقریرات وی گواه این مسئله است {از طبقات و احزاب ودستجات به تلگرافخانه رفتند و انتصابات مرا به ان ایالت از نخست وزیر پیرنیا مشیرالدوله در خواست کردند او به من تلگراف نمود و خواست شرایط خود را برای تصدی این خدمت پیشنهاد کنم و سپس به خانه موید الملک امدند وبا من وارد مذاکره شدند و مرا به قبول این خدمت تشویق نمودند و خلاصه ی بیاناتشان این بود حقوق یک وزیر در هر ماه 750 تومان است چنان چه وزارت من یک سال دوام کند بیش از 9 هزار تومان به من نخواهد رسید ولی در فارس می توانم 140 هزار تومان در سال استفاده نمایم بدین قرار (1) حقوق دولت در یکسال 72 هزار تومان (2) از قوام الملک در یک سال 24 هزار تومان (3) از صولت الدوله سردار عشایر در یک سال 24 هزار تومان (4) از نصیر الملک بابت عوائد متفرقه در یک سال 20 هزار تومان. مجموعا 140 هزار تومان که چون این پیشنهاد مخالف با سبک وسلیقه من در کار بود مورد قبول واقع نشد گفتند حالا که شما چیزی نمی خواهید به شما چیزی نمی دهیم گفتم مقصودم این است که از مردم چیزی نگیرید برای مردم چه فرق می کند که وجهی بدهند ولی شما به من چیزی ندهید که متعهد شدند نه از کسی چیزی بگیرند نه چیزی به من بدهند این بود که به دولت تلگراف کردم اگر رجال متنفذ به عهد خود وفا کنند من نه پول می خواهم نه قوا واز ماهی 6 هزار تومان حقوق ایالتی هم 2 هزار تومان در هر ماه ان هم برای مخارج شام و نهار و پذیرایی دستگاه ایالتی بیشتر نخواهم گرفت چنانچه خلف عهد کنندو به عهدی که کرده اند وفا نکنند من ان کس نخواهم بود که بر علیه مردم قوا به کار برم انوقت استعفا خواهم داد} این بیانات نشان دهنده فداکاری مصدق در را وطنش می باشد او به دنبال نفع مادی نبود و همچنین حاضر به استفاده از قوا علیه مردم ستمدیده فارس نیز نبود. 3 ) نقش مرحوم مصدق در قدرت گرفتن رضا شاه چه بوده ؟آیا مرحوم مدرس را همراهی کرده است یا نه ؟ واگر نه چرا ؟ پاسخ : سخنرانی های دکتر مصدق در مجلس ان زمان گویای موضع مصدق در قبال قدرت گرفتن رضا شاه است { خوب، آقای رئيس الوزراء سلطان می شوند و مقام سلطنت را اشغال می كنند. آيا امروز در قرن بيستم هيچ كس می تواند بگويد يك مملكتی كه مشروطه است پادشاهش هم مسئول است؟ اگر ما اين حرف را بزنيم آقايان همه تحصيل كرده و درس خوانده و دارای ديپلم هستند، ايشان پادشاه مملكت می شوند آنهم پادشاه مسئول. هيچ كس چنين حرفی نمی تواندبزند و اگر سیر قهقرایی بکنیم و بگوییم پادشاه است رئیس الوزرا حاکم همه چیز است این ارتجاع و استبداد صرف است} ودر ادامه همین نطق می گوید {ما می گوئيم كه سلاطين قاجاريه بد بوده اند مخالف آزادی بوده اند مرتجع بوده اند. خوب حالا آقای رئيس الوزراء پادشاه شد. اگر مسئول شد كه ما سير قهقرائی می كنيم. امروز مملكت ما بعد از بيست سال و اين همه خون ريزی ها می خواهد سير قهقرائی بكند و مثل زنگبار بشود كه گمان نمی كنم در زنگبار هم اين طور باشد كه يك شخص هم پادشاه باشد و هم مسئول مملكت باشد} و در برابر استدلال سست كسانی كه خدماتِ رضا خان رئيس الوزرا را دلیل کافی برای شاه شدن او می دانستند می گوید { خوب اگر ما قائل شويم كه آقای رئيس الوزراء پادشاه بشوند، آن وقت در كارهای مملكت هم دخالت كنند و همين آثاريكه امروز از ايشان ترشح می كند در زمان سلطنت هم ترشح خواهد كرد. شاه هستند، رئيس الوزراء هستند، فرمانده كل قوا هستند، بنده اگر سرم را ببرند و تكه تكه ام بكنيد و آقا سيد يعقوب هزار فحش بمن بدهند زير بار اين حرفها نمی روم. بعد از بيست سال خونريزی آقای سيد يعقوب شما مشروطه طلب بوديد! آزاديخواه بوديد! بنده خودم شما را در اين مملكت ديدم كه بالای منبر می رفتيد و مردم را دعوت به آزادی می كرديد حالا عقيدة شما اين است كه يك كسی در مملكت باشد كه هم شاه باشد هم رئيس الوزراء، هم حاكم، اگر اين طور باشد كه ارتجاع صرف است. استبداد صرف است. پس چرا خون شهداء راه آزادی را بيخود ريختيد؟ چرا مردم را بكشتن داديد. می خواستيد از روز اول بيائيد بگوئيد كه ما دروغ گفتيم و مشروطه نمی خواستيم. آزادی نمی خواستيم. يك ملتی است جاهل و بايد با چماق آدم شود. اگر مقصود اين بود بنده هم نوكر شما و مطيع شما هستم ولی چرا بيست سال زحمت كشيديم؟} از بیانات دکتر مصدق قابل درک است که ایشان با رئیس الوزرائی و حتی سلطنت مشروطه رضا خان مخالفتی نداشتند که این مسئله شاید از خیانتهای خاندان قاجار در ایران نشات گرفته بود ولی به وضوح مشخص است که ایشان از مخالفین صد در صد سلطنت مطلقه ای که رضا خان به دنبالش بود بوده اند و با دیکتاتوری رضا خانی در قاب مشروطه سخت مخالفت می ورزیدند. و تبعید ایشان به بیرجند که اگر وساطت محمد رضا پهلوی نبود به قتل ایشان منجر می شد خود گواهی دیگری از این مسئله است. دکتر مصدق حتی با وجود خطرات از جانب دیکتاتور وقت حاضر به قسم خوردن به رضاخان که ان روزها رضا شاه بود در مجلس ششم نشد. 4 ) داستان قرار ومدار مرحوم مصدق با فدائیان اسلام از اساس صحت دارد یا نه؟ پاسخ :این مسئله که ترور رزم ارا باعث شد که نهضت ملی شدن صنعت نفت به پیروزی برسد یک ادعای بزرگ از سوی گروهی معلوم الحال است کسی نقش این ترور را در تسریع فرایند نهضت انکار نمی کند ولی این مسئله که ملی شدن صنعت نفت ایران یک شبه و با وقوع یک اتفاق به پیروزی رسید یک ادعای گزاف است چرا که مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت ایران از سالها پیش شروع شده بود ودر ان شرایط تقریبا همه گروهها وشخصیت ها موافق پیشبرد نهضت بودند راجع به قرار و مدار مرحوم مصدق با فدائیان اسلام راجع به این مسئله که اگر مصدق به قدرت رسید به مبارزه با شاه بپردازد و احکام شریعت اسلام را در کشور اجرا کند اساسا این یک ادعای واهی است که هیچ منبع معتبری به ان اشاره ندارد تنها می توان به توافق ضمنی برخی اعضا جبهه ملی با فدائیان اسلام اشاره کرد که بر سر ادامه مبارزات جهت پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت رخ داد که این توافق تازمان تصویب قانون و روی کار امدن دولت مصدق ادامه داشت اما پس از ان به دلیل ادامه رویه خشن و توقعات بی جا از سوی فدائیان اسلام دولت دکتر مصدق با این گروه مشکلات اساسی پیدا کرد چنان که یکی از اعضای این گروه به نام محمد مهدی عبد خدایی در روز 25 بهمن 1330 دکتر فاطمی را ترور کرد که ایشان در ان حادثه سخت مجروح شدند این گروه ارمان خود را تشکیل حکومت اسلامی قرارداده بود و چه بسا اگر مصدق نیز چون اعضای جبهه ملی در سال 57 خود را بازیچه اقایان قرار داده بود انها به خاطر نیل به هدفشان(حکومت اسلامی) او را هم کنار می گذاشتند. 5 ) علت استعفای ناگهانی مرحوم دکتر مصدق قبل از 30تیر بدون هماهنگی با آیت الله کاشانی چه بود ؟وچرا بعداز قیام 30تیر سرلشکر وثوق که عامل کشتار 30تیر خوانده شده به فرماندهی میرسد ؟لازم بذکر است که من بعید میدانم کسی نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن صنعت نفت را یکسره انکار نماید.اما اگر حضرتعالی خواستید این نقش را انکار نمایید لطف مجددنموده علت آنرا نیز بیان فرمائید. پاسخ :لازم به ذکر است در این مورد خود دکتر مصدق در تقریراتشان به اشتباه بودن تصمیمشان مبنی بر استعفاء اقرار می کنند و می گویند ان زمان متوجه نبودم اگر جریان 30 تیر اتفاق نیفتاده بود و مردم مرا به نخست وزیری برنگردانده بودند نهضت احتمالا نابود می شد ولی راجع به دلایل استعفا در تقریرات ایشان امده {در ایام توقف در لاهه تحریکات بر ضد دولت به شدت جریان داشت که حتی نبی الله ضارب را تلقین کرده بودند که در دادگاه اعتراف کندکه در جرم منتسب به او اینجانب شرکت داشته ام و منظور این بود که این خبر را مطبوعات خارجی در همه جا منتشر کنند تا دیوان بین المللی دادگستری وقعی به مدافعات نماینده ایران نگذارد و به جهانیان نشان دهدکه مدافع دولت ایران ان کسی است که در این قبیل توطئه ها شرکت داشته پس از مراجعت از لاهه این تحریکات به منتهای شدت خود رسید و مسلم شد که بدون وسایل رئیس دولت نمی تواند مسئول حفظ امنیت وانتظامات باشد از این رو ناچار شدم که در خواست تصدی وزارت جنگ را شخصا بنمایم و در روز 26 تیر که نظر خود را به عرض ملوکانه رسانیدم فرمود خوب است اول من چمدان خود را ببندم و بروم بعد شما این کار را تقبل کنید به عرض رسید وقتی اعلیحضرت اعتماد دارند که من در راس دولت باشم چگونه اعتماد ندارند که وزارت جنگ را که جزئی از دولت است تصدی نمایم بنا براین خوب است مرا از تصدی ریاست دولت معذور بدارند و به هر نحو که مقتضی می دانند عمل فرمایند} ان چه که مسلم است دکتر مصدق پس از 30 تیر تصدی وزارت جنگ را بر عهده گرفت ولی تا مدت ها به اوضاع این وزارت خانه کاملا مسلط نبود تا جایی که 3 نفر از نظامیا ن بلند مرتبه به نام سپهبد نقدی و سپهبد اق اولی و سر لشکر بهار مست از طرف شاه به سمت مشاوران مصدق در وزارت جنگ منصوب شدند و در تصمیم گیری ها تا حدودی دخالت می کردند از انجا که مصدق پیروزی نهایی نهضت را در ادامه دولت خود می دانست هیچ گاه سعی نمی کرد که دربار و ارتش را تحت فشار قرار دهد وی عقیده داشت اگر انگلیسی ها از عوامل داخل ایران برای دگرگونی اوضاع نا امید شوند چنان که در دعاوی بین المللی نیز شکست خورده اند دیگر کاری نمی توانند بکنند ونهضت به پیروزی نهایی دست خواهد یافت به همین علت هم تا جای ممکن با تمام گروهها از ملیون وتوده ای ها گرفته تا ارتش ودربار تا انجا که امکان داشت سازش می کرد و در راستای همین سیاست بود که در جواب سنگ اندازی های ایت الله کاشانی در راه گرفتن اختیارات ویزه از مجلس گفت { آنان که به عظمت مبارزه نمی اندیشند چه شایسته و بجاست که مجالی باقی گذارند تا از این ورطه هولناک بگذریم و کار حریف حیله گر خود را به پایان رسانیم. آنوقت ممکن است برای جدال ها و مبارزه های کوچک فرصت پیدا شود.امروز مجادله با حکومتی که در تمامی جبهه ها با اجنبی مشغول زد و خورد است اگر دور از انصاف نباشد، شایسته وطن پرستان و علاقه مندان به استقلال و حاکمیت مملکت نیست} و در راستای همین سیاست بود که پس از طرح استیضاح وی در مجلس توسط گروهی از نمایندگان قدرت طلب وی تصمیم گرفت که انحلال مجلس را به رفراندوم بگذارد تا مردم راجع به مرگ یا ادامه زندگی دولت وی و نهضت تصمیم بگیرند (البته در این رابطه در سوالات بعدی مفصل تر صحبت خواهد شد) در راستای چنین فکر و سیاستی بود که مصدق در برابر پستی که به سرلشکر وثوق داده شد در ان برهه تاریخی مقاومت نکرد شایان ذکر است که پس از قطعی شدن حکم دادگاه لاهه و حاصل شدن این پیشرفت بزرگ مصدق این سیاست را کمی کنار گذاشت و مخالفت های بیشتری با مغرضین کرد که به وضوح در کارنامه تاریخی وی مشخص است. در مورد نقش ایت الله کاشانی در سوالات بعدی پاسخ داده خواهد شد. 6 )علت انحلال همان مجلسی که به نخست وزیری مرحوم مصدق رای داده بود چیست؟ پاسخ :دولت دکتر مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت با محاصره اقتصادی و سیاسی انگلیس مواجه شد و به همین علت برای این که بتواند اوضاع اقتصادی ایران را کنترل کند از مجلس تقاضای اختیاراتی نمود بدین مضمون که وی میتواند لوایح قانونی وضروری را خود امضا کند وپس از ازمایش ان ها را به مجلس پیشنهاد کند که این موضوع خلاف قانون اساسی بود و خود شخص دکتر مصدق نیز در ضمن این پیشنهاد به این امر اقرار می کرد در تقریرات ایشان این مسئله چنین توجیه شده {بعد از ملی شدن صنعت نفت که دولت انگلیس کشور ایران را محاصره نمود در خزانه دولت دیناری نبود دولت چگونه می توانست بدون هیچ گونه کمک خارجی و بدون اختیارات مملکت را اداره کند و با سیاست خارجی مبارزه کند ایا مخالفت با اختیارات سبب نمی شد که دولت به واسطه ناتوانی اظهار عجز کند و حریف بر ملت ایران قالب اید ونهضت ملی ایران خاموش شود و تمام فدا کاری های ملت ایران بهدر رود} و در جای دیگری می گوید {در مواقع جنگ و غیر عادی دادن اختیارات موافق روح قانون اساسی است چون که قانون اساسی برای مملکت است نه مملکت برای قانون اساسی} بدین سبب بود که وی این اختیارات را در 20 مرداد 31 از مجلسین تقاضا کرد وبه علت شوق و شور ملت که پس از 30 تیر هنوز در اذهان نمایندگان متجلی بود مجلسین این درخواست را بدون مخالفت برای یک دوره 6 ماهه تصویب کرد پس از اتمام این دوره دکتر مصدق با ز هم تفاضای تمدید ان را می کند که به علت مخالفت با قانون اساسی مجلس ان را قبول نمی کند در صورتی که همین مجلس به عللی که بیان شد 6 ماه قبل بدون مخالفت این اختیارات را تصویب کرد بر سر همین مسئله بین مجلس و دولت اختلافات بروز می کند و کار به جایی می رسد که مجلس تقاضای استیضاح دولت را می کند دکتر مصدق در این باره در تقریرات خود می گوید {نظام نامه مجلس شورای ملی برای استیضاح 1 ماه وقت تعیین کرده بود از انجا که سقوط دولت به هر دلیلی سبب میشد نهضت ملی ایران به خودی خود خاموش گردد و هدف ملت ایران بدست دولتی که حتما رهبر نهضت ملی نبود از بین برود و دیگر هیچ وقت کسی دم از ازادی و استقلال نزندو ملت ایران برای همیشه زیر بار استعمار بماند این بود که تصمیم گرفتم کاسه از اش گرمتر نشوم و سرنوشت مملکت را به دست مردم بسپارم اگر با بقای دولت موافقند رای به انحلال مجلس بدهند تا دولت بماند و کار خود را تمام کند والا دولت از کار بر کنار شود و دولت دیگری بر سر کار بیاید} می دانیم نتیجه رفراندم که دولت در برگزاری ان دست اندر کار نبود قاطعانه رای به انحلال مجلس داد. در مورد تغییر موضع مجلس مصدق به یک جمله روزنامه بیرمنگام پست اشاره میکند که مخالفت با مصدق را در مجلس این چنین نقد می کند{این رویه ی سیاسی رجال ایران است که اگر خودشان موفق نشدند سعی می کنند که عقیده و ایده ای هم که خود طرفدار ان بوده اند شکست بخورد وبه همراهی نیک نامی انان مدفون گردد} مصدق در جایی دیگر می گوید{ انکار نمی کنم که در مجلس شورای ملی گفتم هشتاد درصد از وکلای دوره ی هفدهم را مردم انتخاب کردند ولی تضمین نکردم که انان تغییر عقیده ندهند. به سخنانی که در موقع انتخابات گفتند وعده هایی که دادند پایدار بمانند همه می دانند که نمایندگان تهران در ان مجلس نماینده حقیقی ملت بودند ولی بعضی از انها بجهاتی که همه می دانند پشت به ملت کردند و الت دست مامورین استعمار شدند واز این خلف عهد هم سودی نبردند} شاید با موشکافی علت دور شدن کاشانی از مصدق که در سوال بعدی به ان پرداخته می شود بتوان روی بر گرداندن مجلس از مصدق را بهتر فهمید . 7 ) چرا مرحوم دکتر مصدق به نامه هشداری آیت الله کاشانی در 27مرداد جواب دوستانه ای که نداد هیچ حتی حاضر به تمهید اقدامات پیشگیرانه نشد.؟ پاسخ :این نامه که به ان اشاره شده و طی ان کاشانی به مصدق می گوید: عرض می‌شود گرچه امکانی برای عرايضم نمانده ولی صلاح دين و ملت برای اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و عليرغم غرض ‌ورزی‌ها و بوق و کرنای تبليغات، شما خودتان بهتر از هر کس می‌دانيد که هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقای آن مايل نيستيد، از تجربيات روی کار آمدن قوام و لجبازی‌های اخير بر من مسلم است که می‌خواهيد مانند سی‌ام تير کذايی يکبار ديگر ملت را، تنها گذاشته و قهرمانانه برويد. حرف اينجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنيديد و مرا لکه حيض کرديد. خانه‌ام را سنگ‌باران و ياران و فرزندانم را زندانی فرموديد و مجلس را که ترس داشتيد شما را ببرد بستيد و حالا نه مجلسی هست و نه تکيه‌گاهی برای اين ملت گذاشته‌ايد. "زاهدی" را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگاه داشته بودم با لطايف‌الحيل خارج کرديد و حالا همانطور که واضح بوده درصدد باصطلاح کودتا است. اگر نقشه شما نيست که مانند سی‌ام تير عقب‌نشينی کنيد و به ظاهر قهرمان زمان بمانيد و اگر حدس و نظر من صحيح نيست که همان‌طوری که در آخرين ملاقاتم در دزاشيب به شما گفتم و به "هندرسن" هم گوشزد کردم که آمريکا ما را با در گرفتن نفط (نفت) از انگليسی‌ها کمک کرد و حالا به دست جنابعالی بصورت ملی و دنيا پسندی می‌خواهد اين ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با ديپلماسی نمی‌خواهيد کنار برويد اين نامه من سندی در تاريخ ايران خواهد بود که من شما را با وجود همه‌ی بدی‌های خصوصی‌تان نسبت به خودم از وقوع حتمی يک کودتا بوسيله زاهدی که مطابق با نقشه خود شما است آگاه کردم که فردا جای هيچگونه عذر موجهی نباشد. اگر براستی در اين نکته اشتباه کنم با اظهار تمايل شما سيد مصطفی و ناصرخان قشقايی را برای مذاکره خدمت می‌فرستم. خدا به همه‌ی ما رحم فرمايد." ايام بکام باد ماجرای انتشار این نامه بسیار جالب است . هنوز چند روز از 14 اسفند 1357، دوازدهمین سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق و اولین مراسم رسمی بزرگداشت وی پس از انقلاب نگذشته بود که حجت الاسلام محمد تقی فلسفی، از وعاظان درباری، ضمن يک سخنرانی در بالای منبر، کاغذی از جيب عبا بيرون کشيد و خواند و ولوله‌ای به راه انداخت. او ‌‌گفت اين متن نامه‌ای است که در روز 27 مرداد 1332 آيت‌اله کاشانی برای دکتر مصدق نوشته، او را از طرح زاهدی و امريکايی‌ها باخبر کرده و با اشاره به رنجش‌های خود بار ديگر با دکتر مصدق همدلی نشان داده است. و حال چند سوال: چرا از نامه ها در این 25 سال(1332-1357) سخنی به میان نیامده است؟ نامه ها در کجا و در دست چه کسی بوده اند که بعد از 25 سال سر از جیب فلسفی درآورده اند؟ چرا شخص دارنده از افشای این نامه ها در طول این سالیان دراز خودداری کرده است؟ چرا دکتر مصدق و کاشانی به ترتیب در 13 سال و 8 سال پس از کودتا که در قید حیات بوده اند در هیچ کدام از نوشته ها و گفته های خود به این نامه اشاره نکرده اند؟ این سوال به خصوص برای کاشانی به صورت جدی تری مطرح است زیرا که میتوانسته است روی این دو نامه مانور فراوان دهد. چرا نامه به خط کاشانی دست نویس، اما پاسخ مصدق ماشین نویسی شده است و به خط خود او نیست؟ بر طبق قواعد اداری نامه های اداری رسیده به دفتر نخست وزیری در دفتر اندیکاتور ثبت می شود و شماره ثبت و تاریخ روی نامه قید می گردد. چرا در نامه کاشانی و پاسخ آن هیچ علامت و نشانه ای حاکی از ثبت وجود ندارد؟ چرا تاریخ نامه نیز بدون سال ذکر شده است؟ اگر بگوییم نامه خصوصی بوده است، این سوال مطرح می شود که چرا این نامه دو سطری ماشین شده و مصدق شخصا آن را ننوشته است؟ چه کسی حسن سالمی( رساننده نامه) را در روز جنجال برانگیز 27 مرداد در خانه و قرارگاه نخست وزیر دیده است؟ کدام یک از کارمندان و یا منشی و تایپیست های نخست وزیر این نامه را دیده و شهادت داده اند؟ نکته دیگر اینکه به گزارش مخبر روزنامه اطلاعات در 10 مرداد 1332 زد و خورد شدید در محله پامنار و در منزل کاشانی روی داد که طی آن یک نفر کشته( محمد حدادزاده)، شماری مجروح و عده ای دستگیر و بازداشت شده اند. نکته جالب اینجا که یکی از بازداشت شدگان حسن سالمی بوده به استناد تحقیقاتی که به عمل آمده است دست کم تا غروب روز 28 مرداد 1332 آزاد نشده بود، بنابراین سالمی نمیتوانسته در 27 مرداد 32 حامل نامه بوده باشد. روزنامه اطلاعات در 26 و 27 مرداد با آنکه پر است از خبر دستگیری ها از ابوالقاسم امینی به عنوان تنها آزاد شده نام می برد و به آزادی حسن سالمی هیچ اشاره ای نمیکند. ذکر این نکته نیز مهم به نظر می رسد که مظفر بقایی با آنکه وزنه موثری برای کودتاچیان بود در 29 مرداد آزاد شد. نکته دیگر اینکه مطابق خاطرات روزانه ناصرخان قشقايی در کتاب "سال‌های بحران" ناصر قشقايی در 27 مرداد در تهران نبوده است ودر خانه خود در نخودان در نزدیکی سمیرم قرار داشته از ان سو طبق گفته حسن سالمی سید مصطفی کاشانی نیز در ان روز در شهر نبوده یعنی هر دو تنی که ایت الله کاشانی دکتر مصدق را برای توضیحات بیشتر به ان ها رجوع داده در شهر نبوده اند. با این اوصاف فکر نمی کنم شکی در جعلی بودن نامه ای که یک دفعه در سال 57 رو شد وجود داشته باشد اصولا کاشانی مدت ها بود که با مصدق رابطه خوبی نداشت و حتی با توجه به اسناد موجود از کودتا حمایت می کرد به طوری که پس از کودتا چنین واکنش نشان می دهد او در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: " پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت مصدق برای برقراری جمهوریت می کوشید او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت ملت شاه را دوست دارد. ایشان 2 روز پس از کودتا با زاهدی دیدار داشت و ملاقاتهای منظمی پس از ان بین ایشان وزاهدی رخ داد به نحوی که کیهان نیز به ان اشاره میکند : از ابتدای روی کار آمدن دولت جدید آقای سپهبد زاهدی تصمیم گرفته اند هر 15 روز با آیت الله کاشانی دیدار نمایند.دیروز ظهر این ملاقات در منزل شخص ثالثی انجام پذیرفت و آقای نخست وزیر نهار را با آیت الله کاشانی صرف نمودند. در این جلسه دو نفر از نمایندگان مجلس حضور داشتند و در خصوص امور جاری و کارهای مملکتی تبادل نظر شد. کاشانی همچنین در اعلامیه ای که در حدود 1 ماه پس از کودتا انتشار یافت گفت: دولت سابق راهی خلاف نهضت ملی، دیانت و قانون اساسی اتخاذ کرده بود. افسوس که دولت گذشته به راهی قدم گذاشت که دین و موجودیت وطن و قانون اساسی را یکباره به خطر انداخت و هر علاقه مند به دین و استقلال را وادار به مبارزه برای حفظ آن مقدسات نمود. از این دست سخنان کینه جویانه جناب کاشانی قبل و بعد از 28 مرداد زیاد دارند و ریشه این سخنان در قدرت طلبی ایشان نهفته است از جمله دلایل این موضوع این است که ایشان از فردای قیام 30 تیر1331 شروع به دخالت در کار دولت می کنند طوری که شمس الدین امیر علایی وزیر کشور فقط در این وزارت خانه58 مورد توصیه نامه از ایشان در رابطه با صدور پروانه وکالت اجازه دفتر ازدواج و استخراج معدن نمک تا فرمانداری ماکو انتخابات خلخال و ریاست شهربانی کرج را تنظیم و چاپ نموده اند. دکتر مصدق در واکنش به این اقدام کاشانی به ایشان می گوید: آقا. توصیه این و آن را نفرمایید. در شان شما نیست و در جامعه هم انعکاس نامطلوب دارد و مورد سو استفاده قرار میگیرد. اگر نظرات اصولی دارید با دولت در میان بگذارید تا رفع مشکلات شود.اصلا گیریم که این مسائل درست بوده.اینها در درجه دوم اهمیت است.آیا شما در خط اساسی نهضت ملی انحرافی میبینید؟اگر هست بگویید اصلاح کنم و اگر نکردم بگویید از کارها کناره بگیر. و الا برای مسائل جزئی که نمیتوانیم اختلاف داشته باشیم. به هر حال از 28 مرداد 32 سالها می گذرد و وقایع تاریخی با وضوح بیشتری رخ می نماید وهر انسان ایرانی منصفی می تواند در مورد این وقایع نظر بدهد. به امید جهانگیر شدن عدالت عماد 24 ساله از اصفهان.
       
      از عماد عزیز ممنون و همچنین از احسان گل که متن را ویرایش جزئی کردند. شهیر


    • ستاره تهرانی:
      4/3/2008 - 10:51:00 AM
      نه نه احسان خط چندم مهربون . همه ای حرفات درسته . منم نمی دونم چرا یهووووو برگشتم و اون جوابو دادم . نباید به حسین مهربون اون جوری جوابشو می دادم . خلاصه هر چی باشه ، ازم بزرگتر بودش . راستشو اگه بخوام بگم اینکه متاسفانه فقط اون لحظه به <<<خودم >>>> فکر می کردم . حواسم به اقای شهیرو سایت نبودش . بعدشم یه چیزی رو خودم حالیم شد . اونم این بود که اقای شهیر طفلی 24 ساعت فکر کرد که اون جوابمو بذاره ؟ نذاره؟ چون دیدم نت سیاوش و نت خط چندم اومدش توی سایت . ولی نت من نیومد . حواسم به تایم بودش . فردا بعد از ظهر دیدم که نت من هم اومد که قبل از نت شما 2 تا بود . فهمیدم که بعضی وقتا کار اقای شهیر مهربون سخته واسه تصمیم گرفتن واسه قرار دادن یا حذف یه نت . منم که اون لحظه حالیم نیست اصلا ! خلاصشو بگم اینکه کارم قشنگ نبودش . اقای شهیر اینجا رو نساخته که درد سرش زیاد بشه و حرص جرو بحث ما رو بخوره ! اونم با اون قلبش که تند تند قرص می خوره اونم مشت مشت . یه جورایی از خودم بدم اومدش . اقای شهیر دانا و مهربون . منو هم ببخش . اذیتت کردم خیلی . حواسم نبودش . ولی قول میدم که حواسمو جمع کنم از این به بعد . من یه معذرت هم از روح پدر بزرگم باید بخوام . اون خدابیامرز 50 سال طنز نوشت ولی هیچ کیو ناراحت نکرد !! مخصوصا دوستاشو !! ای داد و بیداد !!! خیلی کار بدی کردم !!! از همه معذرت می خوام . مخصوصا از اقا شهیردانا و مهربون و حسین مهربون . از این به بعد می خوام حرمت اینجا رو بیشتر حفظش کنم . البته اگه موافق باشین هر 2 هفته یه خبر بدم ؟ یا همونم زیاده؟ ای دی خودمو می دم به اقای شهیر که اگه لازم بدونه بهم تذکر بده هروقت خواستش ، هر وقت احساس کرد که لازم هستش یه دو خط تذکربهم بده که حواسم باشه . مرسی احسان که معذرت خواهی رو از خودت شروع کردی و به یاد منم اوردی .
       
      ستاره جان از محبت شما هم بسیار ممنون. پدر بزرگ مرحوم شما کی بوده. ما می شناسیم؟ شهیر


    • بردیا پرتو:
      4/3/2008 - 10:26:00 AM
      سلام در سریال مرد هزار چهره که برداشت هجو گونه ناقصی از 3 گانه پدر خوانده فرانسیس فورد کوپولا بود جو زدگی کارکتر اصلی داستان به عنوان وجهه مشخصه بار کمدی دارماتیک اثر مطرح شد که اگر در بیان نقد ساختاری داستان یک شاخص نقد اجتمایی باشد بنابراین این مولفه در ابراز احساسات دوستان تازه وارد این جمع مشخص است که تحت تاثیر وبلاگ های مختلف و جو زدگی موجود اقدام به کپی نمودن یکی از وبلاگ های معرفی شده در سایت بالاترین نموده و بدون تفکر اقدام به پیروی از خرد جمعی و همراهی با جماعت هیجان زده ای میشوند که نظریاتشان هیچ بار ارزشی و تحلیلی نداشته و صرفا تراوشات نوجوانانه دوستانی است که عرصه بیان و تفکر جمعی را با فحاشی و لا ابالی گری اشتباه گرفته اند. از آنجایی که شهیر در ایران زندگی نمی کند و فارغ از امواج جو زدگی ! ایرانیان و توهمات عوامگرایانه آنان است بنابراین بیان تخیلات ذهنی دیگران در غالب کپی کردن افکار آنان بدون تحلیلی شخصی و صرفا به لحاظ تخلیه روحی روانی تنی(سایکو -سوماتیک) در سایت با توجه به مشغله ذهنی شدید شهیر، مکانی از اعراب ندارد و با توجه به این موضوع دقت بیشتری را از شهیر در انعکاس نظرات و پالایش آن (با توجه به وسواس ایشان)خواستارم.بنابراین قصور در این امر و انعکاس دادن هر نظر نا بخردانه تنها موجب مباحث نا مربوط به فوروم در اینجا شده و علاوه بر اضافه نمودن بار سنگین نظریات و هجمه ها و جوابیه های مختلف برای شهیر، خستگی بیشتر را برای ایشان و به تبع آن برای افراد دلسوز و فعال ایشان به همراه می آورد. ..نه هر کو سر بتراشد قلندری داند.
       
      ممنون بردیا جان. برخورد با این کامنت ها دارد به معضلی تبدیل می شود. اگر نظرات را حذف کنم که شرط عدالت و انصاف نیست اگر بگذارم باشند بعضی از آن ها واقعا ضعف، بدون سند و مدرک و از روی احساسند. از همه بدتر اینکه رفته رفته رسیدگی به آنها وقت بسیار زیادی را از من می گیرد. نمی دانم بهترین راه حل چیست اما بالاخره باید از این وضعیت خارج شد. بخصوص من فکر می کنم با راه افتادن فوروم زمینه تبادل نظرات در آنجا بیشتر می شود. شهیر


    • آينه:
      4/3/2008 - 9:27:00 AM
      در مورد سريال مرد هزار چهره: (مهران مديري) نمونه واقعي مردمي ست كه هميشه با سادگي بيش از حدشان بعنوان ابزاري جهت رسيدن ديگران به مقصدشان مورد بهره كشي و سو استفاده قرار ميگيرند/بياييم كمي از خواب ساده بودن افراطي بيدار شويم! تا پايه ترقي رياكاران نباشيم! بياييم افكار و دانسته هاي بزرگ و به روز داشته باشيم و به انسانيت ارج نهيم. كشور بزرگ/ملت بزرگ/...بزرگ/نژاد بزرگ و.....گفتن و داشتن اينها بزرگي نمي آورد!! اينها ياوه هاي رياكاراني ست كه با توسل به آن بر مردمي ساده دل چيره شده اند و حكومت ميكنند. نظر شما چيه؟


    • Nima:
      4/2/2008 - 7:30:00 PM
      واقعا اين ادبيات و ترکيب بندی جملات احسان خان واقعا جالبه.ولی خوب شهير جان و يا آقا احسان ، اگر اجازه بديد من يکی از تجربياتم رو بگم که برقراری ارتباط از طريق نوشتاری( مثلا Yahoo Messenger ) هميشه همراه با سوء تفاهم هست. مخصوصا در دنيايی که هيچ کسی با رو حيات شخص ديگری آشنايی نداره. البته اميدوارم کسی در نهان نيت بدی نداشته باشه.


    • احسان __ خط سوم :
      4/1/2008 - 6:49:00 PM
      با سلام وادای احترام خدمت شهیر عزیزم واقعا سخن گفتن گاهی بسیار سخت است . شهیر جان ! امیدوارم در مقابل زحمات طاقت فرسایی که متحمل می شوید ، اگر " کاری" نتوانستم برایتان انجام دهم ، "باری" هم برایتان نباشم . امیدوارم اگر برای شما " دوست خوبی" نبودم ، در سایت خودتان ، شما را به "درد غربت" گرفتار نکنم . امیدوارم اگربا زبان و بیانم برای "صلح وعدالت" قدمی در این سایت برنداشتم ، با زبان و بیانم مرتکب " ستم و ظلمی " به شما و دوستانتان نشوم . امیدوارم اگر دستم را برای یاری در" دستتان" نگذاشته باشم ، با دستانم " پای حرکت تان " را هم نگیرم . امیدوارم اگر فرصتی و جایی برای " مباحثه " فراهم کردید ، ان را فرصتی و جایی برای "مجادله" نسازم . امیدوارم اگر نتوانستم حق "سپاس" از اموزگار عزیزم را به جای اورم ، " نا سپاسی " هم نکنم . امیدوارم اگر نتوانستم به هدف و مسیر سایت "کمکی" برسانم ، در پیش راه ان "خللی " هم ایجاد نکنم . امیدوارم که اگر نتوانستم "مرهمی" بر دردهای جسمی و روحیتان باشم ، "سوهان" جسم و روح شما هم نباشم . امیدوارم اگرنتوانستم برای قلب مهربان و حساس و رنجور شما " ارامشی فراهم " کرده باشم ، "اسایشی را هم سلب" نکنم . امیدوارم اگر" شادی" را برایتان به ارمغان نیاوردم ، "غمی" بر غمهایتان اضافه نکنم . امیدوارم کم لطفی هایی که از من می بینید ، شما را از هدف متعالیتان باز ندارد . امیدوارم هرچه نقصان از این برادرحقیر و کم ظرفیت خود دیدید ، کریمانه بگذرید . بگذر شهیر جان ! بگذر! گذشتنی زیبا !.......فاصفح ! صفح الجمیل ! ارادتمند کم تحمل شما : احسان
       
      احسان عزیز، من نمی دونم چگونه پاسخ گوی این همه محبت، انصاف و انسانیت باشم. حقیقت این است که من این سایت را 6 ماه پیش با عشق و امید شروع کردم. هدفم تنها رساندن اطلاعات و یا نوشتن تحلیل نبود بلکه بیش از همه روی این مسئله حساب می کردم که جمعی فارغ از تعصب و مطیع منطق و اطلاعات دور هم جمع شویم والا صرف دادن اطلاعات را بسیاری از سایت ها به مراتب بهتر از من انجام می دهند. هنوز دست هایم را به علامت تسلیم بالا نیاورده ام ولی برخورد های خصلتی برخی از دوستان بسیار کار را خسته کننده می کند. کوچکترین انتقاد و یا سئوالی عکس العمل برانگیز می شود که نباید اینگونه باشد. فعلا به کمک دوستان خوبی چون شما پیش میرویم تا ببینیم خدای بزرگ چه می خواهد. ارادت قلبی من را بپذیر. شهیر 


    • حاجی جفرسون:
      4/1/2008 - 12:56:00 AM
      جرج بوش خواستار دیدار با محمود احمدی نژاد شد. یک خبر گزاری خیلی مشهور که نخواست نامش فاش شود افزود که بوش برای میانجی گری رایس را فرستاده و 4 متر پارچه چادری کرب ناز هم برایش خریده است. قرار است رایس ابتدا نزد فاطمه رجبی رفته تا از وی حلالیت بطلبد. همچنین مکان ملاقات بوش با محمود ارتفاعات توچال تهران تعین شده تا حین مذاکره بوش برج های تهران را دیده تا یکی اش را برای لورا بخرد. همچنین احمدی نژاد چند بسته فرش زرد رنگ به یاد کیک زرد به بوش کادو خواهد داد و بوش هم ساعت جیبی صدام حسین را به نشانه کندن پوست کله دشمن ایران به محمود کادو خواهد داد. خبر های تکمیلی اعلام خواهد شد.....


    • :
      3/31/2008 - 9:36:00 PM
      سلام و علیکم نوشته زیبای سیاوش را خواندم.در عصر تمدن چون انسان ها ماشینی شده اند ، میزان تحمل شان پایین آمده چون فقط مکانیکی و خیلی سریع به موضوع نگاه می کنند. در اینجا من از ابتدا دیدم که یکی از دوستان بنام حاجی جفرسون سنگ بنای نوشتن طنز را ایجاد کرد اما برخورد چه بود.عده ای خرده گرفتند. بعد جدی نوشت باز هم عده ای خرده گرفتند.شهیر جان هم برای اینکه مشتری اش کم نشود بعضی اوقات دوستان را درک کردند(درک به معنی پذیرفتن نیست) معلوم نیست این بنده خدا باید چکار کند. نه نتها تحملم کم شده بلکه ظرفیت پذیرش افکار کم شده است. این یا به خاطر نادانی است یا غرور بیش از حد که از عوارض ماشینی شدن انسانهاست.ستاره تهرانی ظرافت خاص نوشتن خودش را دارد احسان خط سوم با کوهی ار دانش قلم خویش را دارد. برخی شخص شخیص آقا شهیر را به چالش می گیرند که من نیز لذت می برم از این همه گوناگونی عقاید. رویاهایی که دارید رها نکنید -تشکر


    • ناظر:
      3/31/2008 - 8:06:00 PM
      سلام،
      بذارين اينجا يک کم همديگر رو بزنيم تا تمرين احترام به عقايد مخالف رو ياد بگيريم که فردا مجبور نشيم تو خيابون يقه همديگر رو بگيريم :D
      قربون همگی


    • Haji Jefferson:
      3/31/2008 - 12:53:00 PM
      My Prayer...That i will have the strength to carry on. The patience to try again when things go wrong. The ability to see beauty where others see none. that i will have the hope of a new dream waiting to be dreamed.The chance to reach out and the wisdom forward to tomorrow.......(DANNA WAYLAND) .


    • احسان __ خط سوم:
      3/31/2008 - 12:59:00 AM
      کاشکی خاک کمی ابی بود __ کاشکی اب کمی خاکی بود ......( کارو )


    • سیاوش:
      3/30/2008 - 10:25:00 PM
      سلام خدمت تمام مردمان عالم سال نو مبارک
      بی مقدمه به سراغ اصل مطلب می روم! چرا ما تاب تحمل یکدیگر را نداریم ؟
      آیا این مسئله بخشی از ذات ایرانیان است؟ آیا تمام مردم جهان به این مشکل مبتلا هستند؟ آیا گرانی سبب این مسئله است؟ آِیا در گیری های درونی ما با خویشتن خود سبب این مسئله است؟ آیا انسانها خود متوجه مشکل خود نیستند؟ آیا دلیل این مسئله خودخواهی انسانهاست؟

      البته از لحاظ فلسفی..............................حال اگر از این منظر به سنگر روانشناسی برویم خواهیم دید......................................که در این بحث دکتر.......گفته اند که................................البته خود من..........................که در جای جای زندگیم.......................................ای بابا ول کنید این داستانها رو!!!!!

      پاسخی شخصا ندارم فقط یک نظر دارم:
      مگه با هم بودن راحتر از تنها بودن نیست؟
      مگه عاشق بودن راحتر ار متنفر بودن نیست؟
      مگه با هم فکر کردن راحتر از در برابر هم فکر کردن نیست؟
      مگه داشتن دیدگاه پذیرنده و مثبت نسبت دیگران باعث آرامش هر چه بیشتر ما نمی شود؟

      پس چرا راحتترها را انتخاب نکنیم؟ چرا یکدیگر را به تمسخر برنجانیم و آزار دهیم؟
      آن هم به جرم اینکه زیباتر و صحیح تر و نسبی تر از ما فکر می کنند! تنها به این دلیل که به اندازه ما مطلق گرا نیستند! تنها به این دلیل که با کمتر از آنچه ما داریم شادتر از ما هستند!!!!!!!!!



    • ستاره تهراني:
      3/30/2008 - 9:27:00 PM
      به به ! حسین اقای مهربون خودمون ؟ خوبین ؟ ای بابا ، 8 تا کتاب که چیزی نمی شه واست ، اگه بخوای بخریشون ؟ ببین من حساب کردم تقریبا میشه به اندازه ای یه نون و بوقلمونی که یه ادم دست ودل باز واسه بحث >چند نفر دیگه <بخواد بده ، اونم چی؟ با کمال افتخاربخواد بده . الان بوقلمون شده دونه ای خدا تومن ! مگه خبر نداری ؟ نمی دونم چرا ما واسه همه چی پول میدیم ولی به کتاب که میرسه زورمون میادش ؟ یه وفت نگو که پول واست خیلی مهمه که اصلا باورم نمیشه . این از این . اوکی !
      واما جواب به سوالای مهربونانه ای شما از من :
      1- اگه کسی یک سایت رو یه ساله که می داره خونه حتما دلیل میشه که باید حتما اون رو بپذیره؟ این استدلال یه کم مشکل داره . میگی نه ؟ پس بزار واست بگم : الان اقای شهیر دانا و مهربون سایت ها یی رو ریفر میده که دلش میخواد سر به تن این سایت ها و ادماش نباشه . فکر می کنی که اقای شهیر دانا و مهربون چند وقته که سایت افراطی های نئوکان ها یا بدتر از اونو داره می خونه ؟ کمتر از 7-8 ساله ؟ چرا شما احتمال نمیدی که ادم از خوندن یه سایت تندرو و افراطی می تونه اهداف دیگه ای داشته باشه؟ مثلا فهمیدن موضع افراد پشت پرده ایی که معمولا مثل اقای رامین ، عزیز دل اقای معجزه ، یا مثلا بیانات شیرین خانم رجبی که اونجا مشغول ارشاد خلایق هستن؟ یا برای دونستن حرفهایی که بعضی مقامات رسمی توی حرفاشون و مصاحبه هاشون نمی گن و اون رو از زبون این سایت ها میگن؟ الان صدا وسیما یه ارشیوکامل از صدای voa یا Israel داره ، خب ایا شما می تونی از این واقعیت اینجوری نتیجه بگیری که irib کار بیهوده ای داره انجام میده ؟ یا وقتشوداره تلف می کنه ؟ یا پولشو دور میریزه ؟ یا بقول شما اونم مثل من >>> خدای نکرده مگر مشکلی داریدش ؟ <<< پس اقای شهیراخر مشکل هستش که ؟ چون به جای یه سال ششصد ساله داره این کارو میکنه . ضمنا چون 20 ساله كه در پي رضايت خدا هستي اينو بهت بگم كه رضايت خدا دراينجوري حرف زدن نيستش . مي دونم كه از راهنماييم خوشحال ميشي واسه همينه كه اينو بهت گفتم .
      2- من دیدم که اونهایی که یه عمر فوتبال تماشا کردن ولی پاشون به توپ نخورده ، میتونن مفسر یا بیننده یا مستمع خوبی باشن ولی هر بارکه وارد زمین مسابقه شدن حسابی گل بارون شدن رفتن. . فهمیدم من هم با خوندن یه سری مباحثه بین دونفر نمی تونم ادای < کسی > رو در بیارم . حتی اگه شده بخوام خودمو بکشم تا اینکه بخوام مثل < اون > حرف بزنم یا جمله بندی کنم حرفامو . واسه همینه که من همیشه سعی کردم خودم باشم و مثل خودم بحث کنم . ببخشین که اصلا بلد نیستم که حرف زدن رو از < کسی > و < یک جایی > یاد بگیرمش ، بعد اونو چند روز بعدش بیام < جای دیگه > واسه < کسی دیگه > بخوام اجراش کنم . باور کن از تقلید بدم میادش . چون که تقلید ادمو زود رسوا میکنه . اگه یه وقت از نحوه ای نگارش کامنت محاوره ای من نا راحت شدی که مثلا چرا با اقای< شهیر>یا< دائی حاجی> یا <نیما ای تی > یا <احسان خط چندم> یا <عماد رضا 24 ساله عضو تیم سپاهان > طرز نوشتنم فرق داره ، ولی در عوضش اینم بدون که اینجوری نوشتن رو از خودم بلدم و تقلیدی نیستش . من خومو بکشم هم نمی تونم از< کسی > تقلید کنم . البته قبول دارم استعدادها فرق میکنه .ادما همه جورش هستن . شما ممکنه بتونی از پسش بر بیای . جوری که اگه کسی كامنت هاي جالب بچه ها توي مقاله اي < انسان دینی > رو نخونده باشه ، نفهمه که داری یواشکی در نوشتن از < کی > پیروی می کنی . ما که بخیل نیستیم . برهرچی بخیل تنگ نظره لعنت . بیش باد .
      3- بعدشم اینکه من که باهات موافقت کردم ؟ مگه گفتم مصدق فرشته هستش ؟ من هم گفتم که مصدق اشتباه هم داشته . نگفتم ؟ من کی گفتم اون بت هستش ؟ فقط گفتم مصدق الان شده ابزار واسه ای بعضی ادما . امروز خوبه . فردا اخه! امروز خیانتکاره . فردا الگوی مقاومت میشه! اون هم از طرف << یک خط فکری واحد >> ! این رو چجوری میشه تفسیرش کرد ؟ من حرف بیشتری زدم ؟
      4- راستی حسین مهربون توی نوشته هات چند بار برگشتی گفتی < سروران گرام > میشه بگی < گرام > چیه؟ از کجا اومده ؟ عریبه ؟ فارسیه؟ جمع گرامی هستش ؟ جمع مکسرشه ؟ اخه گرامی عربی نیست که جمع مکسر ببندیش که ؟ گ به اون بزرگی اون اولش هستش که ؟ اتفاقی یا اشتباه تایپی که نمی تونه باشه؟ اخه خیلی اینو تکرار کردی . البته این که میگم قبل از عوض کردن روش نوشتنت بود . الان دیگه فکر نکنم اینجوری بنویسی . الان دیگه زدی تو یه خط دیگه . ولی متاسفانه کامنتت که هنوز توی سایت هست . اخه دیدم یه خورده روی کلمه ای اهتمام – احتمام حساس بودی . گفتم که این رو هم اگه درستشو بگی به ما ، خیلی خوشحال میشی حتما .
      5- بعدشم اینکه همه ای بچه ها اینجا مهربونن . مثلا من خودت رو خیلی خیلی مهربون می دونم . نوشتی واسم که : << در پایان من اصلا نمیدونمش که چرا مهربون خطابم کردید اما ترجیح میدمش که همون آقا شهیر که دانا هستش مهربون هم باشدش .>> ای بابا ! حسین اقای مهربون؟ شما بجای من هم فکر می کنی که چی بگم چی نگم؟ نشد که ؟ بزار من خودم تصمیم بگیرم که کی مهربونه کی نیستش . فوقش شما بگو که من مهربون نیستم . نجمه تو داری اشتباه می کنی . اوکی؟ فعلا که من اینجا همه بچه ها رو مهربون می بینم . خدایا شکرت که همه خوبن اینجا . حسین مهربون شما هم الکی کلک نزن ! خودت از همه مهربون تری . خیال نکن بچه ها نمی دونن


    • ستاره تهراني:
      3/30/2008 - 7:48:00 PM
      سلام دایی حاجی مهربون . باریکلا مرسی با اون کامنتت . مرسي نيما اي تي مهربون . قابل دكتر بهنام مهربون رو نداشت بخدا . ولی با اجازه در حال نوشتن یه جواب کوچولو برای حسین مهربون هستم . درینگگگگگگگگ : نجمه وارد می شود ! خدا رحم کنه !!!! . میدمش داداش کوچیکم واسم تایپش کنه . افتادم به خرج ! ناجنس از من 2000 تومن میخواد واسه تایپ !! خودم وقت ندارم اصلا . یه پروژه درسی دارم خیلی سنگینه . دعا کنین این ترم اخر بخوبی و خوشی بگذره .

      << بقول پاستور : لطفا منتظر بمونین . فکر کنم چیز خوبی از اب در بیاد . حتما بخونیدش . مرسی >>


    • میرزا نواسترادموس سمرقندی:
      3/30/2008 - 6:48:00 PM
       سلام و علیکم با کسب اجازه از محضر جناب شهیر. من 6 ماه هست که مطالب شما را می خوانم امروز نا پرهیزی کرده و جسارت گذاشتن پیام را پیدا کردم. آقا شهیر ، سایت شما دوستان جوان دانشمندی دارد که بسیار برای شما دلسوز هستند. من نام آن ها را در این 6 ماه به طور دائم می بینم. یارانی چون احسان و نیما و ستاره و رضا و چراغعلی وعماد وحسین و بهنام تا....حاجی جفرسون . پیشنهاد من این است عزیزان کمی اینجا یکدیگر را تحمل کنند تا وقت آقا شهیر به پالایش پیشنهادات کمتر صرف تا بتواند تمرکز بهتر و بیشتر بر اصل مطالب فوروم داشته باشد. در ضمن من خواندم که قلب عزیز آقا شهیر کمی کسالت دارد, من تمنا میکنم کمی رعایت حال ایشان را بفرمایید تا این برادر بزرگوارمان این پایگاه آگاهی خویش را ادامه دهند. آقا شهیر چون شمع می سوزی و روشنایی می دهی. وجودت پایدار و شعله وجودت روشن. نوروز ایرانیان بر بهار جاویدش پر فروغ باد. تشکر
       
      ممنون از لطف و محبت شما. اگر لطف کنید این اسم را کوتاه بفرمائید ممنون می شوم. قربان شما شهیر


    • حاجی جفرسون:
      3/30/2008 - 11:34:00 AM
      با درود
      فرم اعتراض به من را تقدیمتان میکنم امیدوارم از آن استفاده لازم را ببرید.

      <<< **** نظر یک بیننده سایت: شهیر عزیز می خواستم بگویم که این حاجی جفرسون بسیار.......و........و............و .........و ........ است و باعث میشود که بقیه ........و.........و............و........ شوند.
      پاسخ: ....... جان من با نظر شما موافقم و این قبیل کار ها سبب......و.......و.....
      و.....می شود.هر چند که........و........و...است اما در کل .......و......... نیست و من مطمئن هستم که........و......،......هست.شهیر *******>>>>


    • حسین:
      3/30/2008 - 5:36:00 AM
      آقا عماد عزیز
      ممنون از اینکه وقت میگذارید.امیدوارم مقاله شما در کنار مقاله ای که آقا شهیر قرار بود در باره وقایع 25تا28 مرداد بنویسد را بتوان بعنوان مدارک کاربردی save کرد


    • Nima:
      3/30/2008 - 2:00:00 AM
       از بابت طنز ، اين بهنام چه کيفی می کنه که يک نفر اينقدر جالب با قوه تصور بالا کامنت هاش رو می خونه ، من با اجازه بهنام از شما تشکر می کنم ، البته بهنام سرش شلوغه ولی همين روز ها اون هم پيداش می شه . من که کلی خنديدم ، حالا دوستان رو نمی دونم.،من واقعا لذت می برم که شما هم سايتهای اينترنتی موافقان و مخالفان رو با هم مطالعه می کنی ، اين نشون می ده که شما ظرفيت بالايی داری و يک سايت رو چه خوب و چه بد مطالعه می کني. و بعد با ديد باز قضاوت می کنی .


    • حاجی جفرسون:
      3/29/2008 - 11:08:00 PM
      با درود

      این مطلب از دیدگاه من طنز است!؟ طنز است اما برداشت دوستان از مطلب با خودشان و البته جوابشان سکوت می باشد چون پاسخ در سکوت است.

      <<<***
      1- اگر مرحوم دکتر مصدق نبود ،دوستان بعد از 60 سال به چه کسی گیر می دادند؟
      2- چرا هر از چند گاهی عزیزان سراغ مصدق می روند اینجا فوروم هدف دیگری دارد و مطلب هم فراوان است؟؟
      3-چرا دوستان در مقابل مطلب طنز ناراحت. در مقابل مطالب طولانی عصبی. در مقابل مطلب جدی نگران ، و در مقابل جوابیه خروشان میشوند
      4- چرا هر کس خود را حقیقت مطلق و پیشرفت خود را در گرو اهانت و توهین به دیگران می بیند.؟
      5- چرا شهیر وقت خود را جای بهتری صرف نمی کند ؟
      6-........................................................................... ؟
      7- چرا ظرفیت همه ما ایرانیان انقدر پایین است؟
      8- چرا من باید سئوالهای خودم را داخل گیومه طنز بگذارم که کسی احیانا ....... نشود؟؟؟
      9- چرا من باید خود سانسوری کنم و سئوال 6 را خودم سانسور کنم

      10- چرا انقدر سوء تفاهم، سوء برداشت، هیجان. بی قراری در برداشت از نظرات افراد در ایران وجود دارد؟؟؟**>>>

      سئوال های دیگری بود که می دانم شهیر آن ها سانسور می کند . اما خواهشمندم شهیر این نظر من را سانسور نکند تا من به زبان خودم ، حرفم را زده باشم.




    • حسین:
      3/29/2008 - 9:07:00 PM
      سلام ستاره خانم
      فقط خواستم بگمش که اگر یه سایت بد هستش چرا یکسال اونرا میبینیدش خدای نکرده مگر مشکلی داریدش یا وقت زیاد آوردینش که اونرا تلف میکنیدش .اگر خبر معتبر جدید بخوای که همین سایت آقا شهیر هستش اگر تحلیل هم بخواهی اونهم با سوال وجواب بازهم سایت آقا شهیر هستش دیگه اگر مجبور بودی قبلا به یک سایت دیگه بری که ناراضی هم بودین ازش از 4-5ماه پیش که دیگه مجبور نبودینش .ضمنا چون این سایت را سایت خبری -تحلیلی ودر ضمن آموزشی میدونمش فقط سوال از آقا عماد عزیزم کردمش برام هم مهم نبودش که یک نفر بت بشه یا بت شکن.مهم برام این بودش که آقا عماد کتابی خوندش که من وقت نکردم بخونمش .در پایان من اصلا نمیدونمش که چرا مهربون خطابم کردید اما ترجیح میدمش که همون آقا شهیر که دانا هستش مهربون هم باشدش .


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      3/29/2008 - 8:42:00 PM
      حسين جان سلام .....اگر من در جواب چندين پرسش بنيادين شما فقط به معرفی يک کتاب اکتفا کردم به اين خاطر است که پس از ۲۸ مرداد اين پرسشها و انتقادات در سطح گسترده تری حتی نسبت به امروز مطرح گرديد و مصدق در اين کتاب ضمن بيان جامع زندگينامه خود وتاريخچه مبارزاتش به تمام سوالات با منطقی قابل قبول پاسخ داده (تاريخ نگارش کتاب پس از ۲۸ مرداد می باشد) اما در مورد اشتباهات مصدق من نيز چون همه ی ايرانيان منصف اصل مسئله را قبول دارم(اشتباهات مصدق) و همچنين می دانم نقش افرادی چون دکتر حسين فاطمی در انچه که به نام مصدق ثبت شد (ملی شدن صنعت نفت)به هيچ عنوان کم نبوده اما اين بنده حقير با قاطعيت معتقدم اين مصدق بود که اين توانايی شگفت انگيز را داشت که اين تلاشها را به ثمر برساند (مدريت کند) و به دليل ايفای يک چنين نقشی اورا با وجود تمام اشتباهاتش ستاره ای درخشان در اسمان تاريخه معاصر ايران می دانم اگر بنا به بيان اشتباهات باشد فردی چون کاشانی در منصفانه ترين تحليل ها با اشتباهاتی به مراتب تاثير گزارتر ضرباتی مهلک به نهزت ملی شدن صنعت نفت ايران زد(اگر اين اشتباهات را به خيانت تابير نکنيم) به هر حال من برخی از بندهای انتقادی مربوطه را قبول دارم ولی اين را بدان دوست عزيز رجانيوز مانند من و شما بخاطر روشن شدنه مسئله اقدام انتشار چنين نقدی نکرده من مدت هاست که اين سايت را مطالعه می کنم انحصار طلبی صفتی شايسته اقايان است به هر حال برای اين که به بيهوده گويی متهم نشوم حتما درخواست شما را راجع به نگارش تحليلی در مقام پاسخ گوئئ به برخی از موارد مطرح شده بر خواهم امد ولی ينا به برخی دلايل از جمله حساسيت موضوع و کمبود وقت که دارم به من اندکی مهلت دهيد تا ان را اماده کنم.
       
      عماد جان من با روحیه دوستان کم و بیش آشنا هستم. حسین قصد دیگری جز روشن شدن ندارد. شهیر


    • ستاره تهراني:
      3/29/2008 - 5:23:00 PM
      حسين مهربون .اره مصدق اشتباه هم داشته ولي اين درسته كه هرجا لازم باشه از اسم مصدق بهره برداري كنن هرجا هم بخوان اينجوري لگد كوب بشه ؟ كي اصلا منكر اشتباه مصدقه؟ بزرگتر از مصدقشم اشتباه كردن مسئله اينه كه همين سايت رجانيوز يهو ميگه ما از انر‍ژي هسته اي عقب نمي شينيم مثل مرحوم مصدق كه عقب نشيني نكردش !!!! اي كاش دليل بهتري مي اوردي نه اينكه چرا دست بوسي كردش . مگه الان دست بوسي نيستش؟ احتمام ؟اهتمام ؟احطمام ؟اهطمام ؟حالا هرچي . بيچاره مصدق ! يه روز الگوي ايناست يه روز لگدكوب ايناست . مسئله اينه حسين مهربون . نه به اون شوري شور . نه به اين بي نمكي . حالا يه كم صبر كن تا قصه ايران و امريكا جدي بشه ببينيم همين سايت ها و همين تند رو ها مصدق رو واسمون بت نمي سازنش؟ مگه هر وقت كم ميارن تو تلويزيون نشونش نمي دن ؟ تا كي يه بام و دو هوا اخه؟ خوبه اينا دم از دينو صداقت ميزنن . معلوم نبود اگه صداقت نداشتن چيكار مي كردن ؟! روحت شاد ايرج ميرزا كه برگشتي گفتي كه :.........حسين مهربون قصدم اون سايته هستش . اگه الان ديديش من يه ساله مي بينمش .


    • حسن.ج:
      3/29/2008 - 4:42:00 PM
      شهیر جان راجع به نشست اخیر وزیران سابق امور خارجه آمریکا و نظرشان نسبت به ایران (خصوصا آن بخش از نظرشان که مربوط به مذاکره مستقیم با ایران است) نظری ندارید؟
       
      حسن جان خیلی نزدیک به گزارش بیکر-همیلتون بود. اما گوش این آقای بوش به این حرف ها بدهکار نیست. شهیر


    • حسین:
      3/29/2008 - 2:16:00 PM
      سلام آقا عماد عزیز
      ممنون که مرا به کتاب خاطرات وتالمات دکتر محمد مصدق نوشته خود دکتر مصدق راهنمایی فرمودید .این کار مرا بیاد یکی از سخنان موسوی گرمارودی (شاعر معاصر انداخت که گفته بود :خواستم شعر تنها دغدغه ام باشد گرانی نگذاشت .
      از موضوع گرانی وگرفتاری آن که بگذریم در سایت رجانیوز هم (که شاید باور نکنید اما من اولین بار وبدنبال آدرس شما آنرا نگاه کردم )بجای یک منبع که شما ذکر فرمودید 7ماخذ آورده شده بود.تصدیق بفرمائید در صورتی که بنده بخواهم مجموع این 8منبع را مطالعه نمایم با اوضاع گرانی موجود اصلا هماهنگ نیست از طرفی حتما حضرتعالی آن کتاب مورد اشاره را خواندید ونیز صریحا نویسنده مقاله رجا نیوز را به انحصار طلبی متهم فرمودید لذا اگر لطف نموده مطالب انحصار طلبانه آنرا نیز نقد کوتاهی نمایید علاوه بر اثبات اتهام زده شده مرا هم ممنون ساخته اید . من برای آنکه کار را کمی راحت کرده باشم با اجازه آقا شهیر موارد ایراد گرفته شده را البته از دیدگاه خودم فهرست میکنم تا شما نیز بتوانید صریحا آنها را به همین ترتیب فهرست شده رد یا انکار نمایید.
      1-آیا مرحوم دکتر مصدق در خواست تابعیت سوئیس وترک تابعیت ایران نموده است یا نه ؟اگر چنین درخواستی مطرح شده علت آن چه بوده است ؟
      2-آیا هنگام سرکوب قیام تنگستان مرحوم دکتر مصدق فرماندار فارس بودند یا نبودند ؟واگر بودند آیا نقشی در آن سرکوب داشتند ؟واگر داشتند چرا در آن سرکوب نقش داشتند ؟تذکرا بعرض برسانم تا جائیکه من بیاد دارم قیام تنگستان در برابر نیروهای اشغالگر انگلیس بود ونه حکومت مرکزی .
      3-نقش مرحوم مصدق در قدرت گرفتن رضا شاه چه بوده ؟آیا مرحوم مدرس را همراهی کرده است یا نه ؟واگر نه چرا ؟
      4-داستان قرار ومدار مرحوم مصدق با فدائیان اسلام از اساس صحت دارد یا نه ؟
      5-علت استعفای ناگهانی مرحوم دکتر مصدق قبل از 30تیر بدون هماهنگی با آیت الله کاشانی چه بود ؟وچرا بعداز قیام 30تیر سرلشکر وثوق که عامل کشتار 30تیر خوانده شده به فرماندهی میرسد ؟لازم بذکر است که من بعید میدانم کسی نقش آیت الله کاشانی در ملی شدن صنعت نفت را یکسره انکار نماید.اما اگر حضرتعالی خواستید این نقش را انکار نمایید لطف مجددنموده علت آنرا نیز بیان فرمائید.
      6-علت انحلال همان مجلسی که به نخست وزیری مرحوم مصدق رای داده بود چیست ؟من اینجا کلامی از آن مرحوم موقع انحلال مجلس بیان میکنم وامیدوارم اینرا نیز توضیح بفرمائید .من شنیده ام مرحوم دکتر مصدق موقع انحلال مجلس در جمع مردم فرمودند :مجلس جایی است که مردم باشند وجاییکه مردم نباشند آنجا مجلس نیست دزد گاه است .صرف نظر از آنکه اگر این گفته واقعیت داشته باشد مبین این موضوع است که همان دزد گاه به آن مرحوم رای اعتماد داده اما خود معنی این جمله هرچند حماسی معلوم نیست .واقعا قصد تشبیه نداشته وقطعا کمی درک بنده است که این جمله را بیان میکنم وبرای همین هم از شما دوست عزیز استمداد میکنم اما این جمله بنظر بی سروته وبه برخی صحبتهای آقای معجزه خودمان شباهت دارد.
      7-چرا مرحوم دکتر مصدق به نامه هشداری آیت الله کاشانی در 27مرداد جواب دوستانه ای که نداد هیچ حتی حاضر به تمهید اقدامات پیشگیرانه نشد.؟
      در پایان بنده پیشاپیش یادآوری میکنم که به هیچ وجه نه تنها منکر نقش بزرگ ومثبت آن مرد بزرگ در تاریخ نبوده بلکه فقط معتقدم هر شخصیت تاریخی میتواند اشتباهاتی هم داشته باشد وبنابر قول معروف "کوههای بلند دره هایی عمیق نیز در کنار خود دارند "وسوالات فوق را فقط برای روشن شدن ذهن خود پرسیدم
      وبرای کاهش زحمت حضرتعالی در مقام پاسخ آنها را فهرست نموده تا برسر مسائلی از دید من پیش پا افتاده مثل بوسیدن دست یا شجره خانوادگی ویا عدم شکستن قسم وقت صرف ننمایید
      من قبل از ارسال این سوالات دوباره قسمت مربوط به دکتر مصدق این سایت ونیز نظرات را دوباره مرور کردم وبا توجه به آنکه شما آنجا به نیمه پر وخالی لیوان اشاره نمودید امیدوارم که در جهت پاسخ به سوالات که همگی مربوط به نیمه خالی هست دریغ نخواهید کرد
      ضمنا بنابر تصور من کلمه "احتمام"صحیح نیست ودرست آن در اینجا "اهتمام" است.


    • ستاره تهراني:
      3/29/2008 - 9:36:00 AM
      اینجا تهران است ، خبرگزاری غیر مستقل ستاره پرس . به خبر این هفته که یک خبر داغ پزشکی هستش توجه بفرمائید . به گزارش خبرنگار خبرگزاری ستاره پرس ، صدها موسسه ای اموزش تایپ سریع از 5 قاره ای دنیا ، در یک حرکت نمادین و هیجان برانگیزو کاملا خودجوش ، امادگی خود را برای در اختیار قرار دادن اخرین تکنولوژیهای تایپ سریع برای یک پزشک حاذق ایرانی مقیم تورنتو اعلام کردند . این پزشک نیکوکارو خیر که همواره در بحث های صلح طلبانه وضد جنگ ، بصورت پیشگامانه و دلسوزانه و نسبتا شاعرانه شرکت میکرد ، سالها بود که از مشکل در تایپ رنج می برد . بطوری که علاقه مندان صلح جهانی وپژوهشگران پلاسیبو معمولاسالها در انتظار مقاله ای ایشان می ماندند ولی هیچ خبری نمی شد. در بیوگرافی ایشان که توسط WHO منتشر شده می خوانیم که ایشان پدری دلسوز برای بچه شون هستند و خیلی مواظبند که شب ها پتوی بچه شون نیفته وشبی نیست که یک ساعت تمام بچه شون رو موقع خواب با قربون صدقشون به گریه نندازن . همچنین ارزوی بزرگ ایشان این بوده که همه ای بچه های دنیا رو با همین دو تا دست های خودشون بزرگ کنند . وی درحاشیه ای این اعلام کمک جهانی ، در جواب این سوال خبرنگار ما که : اقای دکتر، بعد ازتایپ و جنگ بیشترین چیزی که شما رو ازار می ده ، چی هستش ؟ پاسخ داد : بدون شک اون چیز < کلک > هستش . حتی به نظر من میشه تایپ و جنگ طلب ها رو یه جوری تحمل کردولی افراد کلک روهرگز! خبرنگار ما پرسید : میشه یه نمونه بیارین برا حرفاتون؟ وی گفت : بله که میشه ! اخیرا یک سایت مشکوک معلوم الحال خارج نشین بد جوری داره کلک میزنه.همش از جواب به خوانندگان طفره میره . به خیالش خیلی زرنگه . نخیر . خودم سر یه ماجرا< حمله به ایران یک واقعیت یا یک تاکتیک سیاسی > اچمزش کردم رفت . جوری که خودش هم اعتراف ضمنی کرد ولی شما خواهید دید که ما از این اعتراف ضمنی در دادگاه لاهه استفاده خواهیم کرد . فعلا از محل اقامت موقتش خبری نداریم ولی از پلیس اینترپل خواستیم بگیرتش . عکسش هم خوشبختانه در سایتش در سراسر دنیا در دسترس عموم هستش . از یابنده ای این کلک باز حرفه ای که مدتی هستش که متواری شده ، خواهشمندیم مارو تو جریان بذاره و مژدگانی خوبی بگیره . شاهد ادعای بنده هم حاجی جفرسون و نیما ای تی هستن که ازش رو دست خورند . حاجی رو سر< انسان کامل> دو دره کرد و نیما ای تی رو سر< کازینوی وال استریت> سر کار گذاشت . یه دفه خودم بهش گفتم : اقای عزیز سرعت تایپم کنده ، برگشت گفت :نگو که من قیامتم . بنده خدا اون پاستور بیچاره رو هم سر نقل قول هاش عاصی کردش . احتمالا مرگ مشکوک و نا بهنگام پاستور بی ارتباط با این شخص نیستش . اخیرا سر راه اندازی فوروم پس از جمع اوری مقادیر کلان پول از افراد صاف و ساده ای سایتش ، جمیعا همه رو یه جا سر کار گذاشتش وهمه ای پول زبون بسته روتنهایی بالا کشید و در رفت. اگه از من میپرسین قلبش هم هیچیش نیست . ادا در میاره . چون من خودم دکترم . گول این کلکشو دیگه نمی خورم . خبرنگار ما پرسید : لطفا بفرمائید دلیل گول خوردن این همه ادم تحصیل کرده و با سواد رو از این کلک باز حرفه ای چه می دانید ؟ اقای دکتر تبسم دوستانه ای کرد و گفت : اگه راستشو بخواین ادم خیلی بدی نیستش ولی من موندم اخه عزیزم این همه کلک چرا؟ خودمم یه جورایی درگیر رفاقتش هستم . اگه بخوام بی کلک ایشون رو تو یه شعر معرفی کنم باید بگم که خوشگله ، با نمکه ، اما حیف که سراپا کلکه ...... پایان خبر ! با ما باشید در هر هفته با فقط و فقط یک خبر داغ ، خبرهفته ای اینده در باره ای اقای ........؟


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      3/28/2008 - 9:22:00 PM
      حسين جان باسلام خدمت شما بايد بگويم که من خود را در حدی نمی بينم که راجع به اسطوريه معاصر ايرانيان نقد يا نظری داشته باشم اما اگر نظر اين حقير را بخواهی به تو دوست بزرگوارم پيشنهاد ميکنم به کتاب خاطرات وتالمات دکتر محمد مصدق نوشته خود دکتر مصدق در تبعيد احمد اباد رجوع کنی تا با شنيدن سخن وی در مورد شخصيت اين بزرگ مرد قضاوت کنی.(این کتاب به احتمام یادگار ایشان دکتر غلامحسین مصدق انتشار یافته)


    • حسین:
      3/28/2008 - 7:04:00 PM
      سلام آقا شهیر
      با اجازه تان خواستم به آقا عماد بگویم اگر وقت دارند نقد کوتاهی به نوشته سایت رجا نیوز وایرادات 15 گانه به مصدق بنویسند .


    • Nima:
      3/28/2008 - 6:51:00 PM
      ای بابا ,عماد جان ,سخت نگير ، من که از خدا می خواهم يک روزی ,جفرسون با لفظ ملوکانه من رو دادا نيما خطاب کنه ، تازه يک دونگه اينجا رو هم به نام من بخواد بشه:)) اينجاست که شاعر می گه : wwooww


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      3/28/2008 - 4:08:00 PM
      شهير جان ببين چگونه رسانه های منصوب به اقای معجزه(به قول حاجی جان جفرسون) تاريخ را تفسير می کنند
      http://www.rajanews.com/News/?25730
      انحصار طلبی برای اقايان مرزی ندارد.


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      3/28/2008 - 4:04:00 PM
      با سلام ودرود حاجی عزيز من به ايرانی بودن خود افتخار ميکنم اما وقتی می بينم اقوام مختلف ايرانی از عرب واذري و... تا ديروز مثل من وشما فکر ميکردند ولی امروز به علل متفاوت بيش از هر زمان ديگر ساز جدايی می زنند ترجيح ميدهم طنز و جوک با محوريت لحجه را که با بدبينی موجود به تمسخر تعبير ميشود را از گفتمان روزانه ام حذف کنم. البته من در مکتب بزرگوارانی چون شما وشهير عزيز کودکی مسئله اموز بيشتر نيستم و به اين موضوع افتخار می کنم.
       
      من با گفته شما موافقم عماد جان اما قطعا قصد تمسخر در میان نبوده والا منتشر نمی شد. شهیر


    • حاجی جفرسون:
      3/28/2008 - 12:50:00 PM
      با درود

      عماد جان عیب ندارد اصفهانی نباشی ولی چون در اصفهان هستی ، لهجه اصیلش را بدانی بد نیست. در ضمن، من هم اصفهانی نیستم و این لغات را از دوست اصفهانی ام سئوال کردم. به هر حال شوخی کردن با حاجی جفرسون، بدون عوارض و مالیات نیست . اهل هر کجا که باشی هم نباید تاسف بخوری. فرزند ایران هستی. کافی است. افتخار هم دارد.


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      3/28/2008 - 7:26:00 AM
      حاجی جان با عرض تاسف برای شما و خودم من اصفهانی نيستم.


    • حاجی جفرسون:
      3/27/2008 - 4:23:00 PM
      بادرود

      <<<آقا این خصوصیاتی اصفهانی این دادا عمادی ایسپهونی آآآآآ گل کردس. هر وقت شوما خاسین سه دانگی اینجا رو بی نامی بنده بزنیین. آآآ اگه میشه 1 دانگی هم به ایشون بده یین.خوبس نوروز زس.سالی نو اس.عیدیس. عیدس.گوناهس بی عیدی بیموند. به چه مردم ،،جه وون اس، آرزو دارس!!!!!>>>


    • Nima:
      3/27/2008 - 3:59:00 AM
      ستاره جان , خواهش می کنم , لطف داری, دعا رو برای شهیر بکنید که با حوصله داره به دوستان کمک می کنه. در هر صورت اگر باز هم مشکلی بود مطمئنا دوستان در حد توان به همدیگر کمک می کنند.
       
      ممنون نیما جان. شهیر


    • عماد ۲۴ ساله از اصفهان:
      3/26/2008 - 8:04:00 PM
      با سلام و درود
      اين حاجی جفرسون عزيز اگه اين طوری ادامه بده بزودی خوندن کامنتش يک روز طول می کشه. فکرکنم شهير جان کم کم بايد ۳دانگ سايتتو به نام حاجی جان بکنی...


    • ستاره تهرانی:
      3/26/2008 - 6:15:00 PM

      دستت درد نکنه نیما ای تی مهربون .مرسی . راهنماییت خیلی خوب بودش .ششصد ساعت طول کشید نا فایر فاکس رو اپش کنم و رئال پلیر 11 رو بگیرم ولی می ارزید به زحمتش . این رئال 11 عجب چیزیه ؟ یکی از بچه های دیگه ای سایت هم یه نکته اساسی گفتش که اونم خیلی خوب بودش .با راهنمایی هر دوتاتون روی هم کامل شد کارم .< عقل جمعی !! > الان دارم فیلما رو هم می بینم و دعا به جونتون می کنم . ولی نیما یه وقت خیال نکن اگه باز اشکال داشتم بهت نمی گم ؟ بازم مرسی.


    • Nima:
      3/25/2008 - 2:56:00 AM
      شهير جان ، ايشون بهتره که Firefox رو update کنه ، من هم اين مشکل رو 3 ماه پيش داشتم .در هر صورت کار شهير درسته. من می خواستم Easter يا روز ظهور Jesus و تولد پيامبر اسلام و امام جعفر صادق رو به همه دوستان تبريک بگم .  
      قربون لطفت نیما جان. من هم مناسبت های فوق را به همه دوستان تبریک میگم و از خدای بزرگ برای همه آرزوی شادی و موفقیت می کنم.شهیر


    • حاجی جفرسون:
      3/24/2008 - 6:55:00 PM
      با درود بر تمامی دوستان......................................................................

      این درد دل دوستانه حاجی جفرسون(مهندس بد شانس و 34 ساله آواره دنیا)برای همه دوستان عزیز
      این پایگاه اینترنتی است.........................................................................

      نوروز فرصت خوبي براي زدودن افكار بد از روح، پايان دادن به دشمنيها از طريق تجديد ديدارها و نيز شادكردن دوستان است. بیایید در آغازی نوروزی کهن در این تالار گفتگوی شهیر شهید ثالث ،آرامش، صفا، شادي، صميميت و همراهی در پیشبرد حقایق به ارمفان بیاوریم.........................................................................
      نوروز و آيين هاي باشكوه آن، مسيري سه هزار ساله و پرپيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرين هاي جنوبي) است. آيين هاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل، عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار ميرود كه آن را در هرگوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار مي كنند و بزرگ مي دارند و به همين جهت است كه انديشمندان، «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند كه مورخان در قوه محركه اين ناسيوناليسم ترديد ندارند؛ زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآيي هاي فراوان آن را مشاهده و درك كرده اند...........................
      «نوروز» روز ملي و جشن همه كساني است كه در فلات ايران (ايران زمين) خود و يا نياكانشان به دنيا آمده اند و تاريخ و فرهنگ مشترك دارند، از جمله تاجيكها، افغانها، كردها و ... و ساكنان سرزمينهايي كه در طول قرون و اعصار، امپراتوري ايران را تشكيل داده بودند..........................................................................
      ترويج آموزشهاي زرتشت- تنها پيامبري كه از ميان آرين ها برخاسته - به نوروز جنبه معنوي تري بخشيد، زيرا زرتشت بر كردار، گفتار و پندار نيك تأكيد داشت و هرعمل خلاف عدالت را نفي مي كرد و تحولات تاريخ را نتيجه كشمكش بدي و خوبي مي دانست و مي گفت كه سرانجام با شكست قطعي بدي؛ آرامش، صفا، شادي، صميميت و عدالت جهانيان تأمين خواهد شد................................................

      پس بعنوان ایرانی در پی آموزه های زرتشت و آمیختن آن با فرهنگ مهر ایرانیان و دین
      ارزشمند ایرانیان و اسلامی که اصل آن مهر و محبت و بخشش است ، با هم در این تالار گفتگوی شهیر شهید ثالث هر گونه شکایت از یکدیگر را فراموش کنیم تا برای هم
      دوستان و همراهان خوبی باشیم...............................................................

      كوروش بزرگ مؤسس امپراتوري ايران كه از مادر، «ماد» و از پدر، «پارس» بود نخستين حكمران ايراني بود كه به نوروز جنبه رسمي داد و در سال 534 پيش از ميلاد دستورالعملي براي اجراي مراسم دولتي آن تدوين كرد.........................
      در قرن نوزدهم، امپراتوري ايران براثر توطئه هاي استعمارگران اروپايي تجزيه شد، اما فرهنگ مشترك و مدنيت غني قوم ايراني باقي مانده و نوروز همچنان روز ملي همه مردمي است كه از كوههاي پامير و بدخشان تا انتهاي كوههاي كردستان سوريه و از شمال قفقاز تا دره سند و منطقه خليج فارس سكونت دارند...............

      پس هم اکنون که دوباره این توطئه شوم مجددا در غالب استعمار گران آمریکایی و
      اسرائیلی (صهیونیست) و کوتاهی و کم لطفی برخی ایرانیان داخل و خارج کشور، پشت دروازه های کهن سرزمین مهر ایران ایستاده است، در این تالار گفتگوی شهیر شهید ثالث دیگر جای کینه توزی و دشمنی دوستان با یکدیگر نیست...................
      در بسياري از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاريخ طبري، شاهنامه فردوسي و آثار بيروني؛ نوروز (آغاز سال خورشيدي ايرانيان كه برحسب گردش زمين مصادف است با يكي از روزهاي 19، 20 و 21 مارس سال ميلادي در تقويم گريگوري) به جمشيد، شاه افسانهاي و درپاره اي ديگر به کيومرث نسبت داده شده و آن را به دليل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشيد و اعتدال طبيعت، بهترين روز در سال دانسته اند................................................................

      سال تازه هجري خورشيدي (نوروز سال 1387) ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه پنجشنبه به وقت تهران ( و امسال برابر با بيستم مارس 2008) آغاز شده است.اما با توجه به اتفاقات رخ داده در سال گذشته نگرانی های شدیدی بوجود آمده که این نوروز آخرین نوروز ایرانیان گردد و در سال آینده نوروزی غمگین و خونباری چون زمان حمله مغولان و تازیان و ... داشته باشیم. پس دیگر جای درنگ نیست..................

      هدف از ایجاد این پایگاه و این تالار گفتگو توسط شهیر شهید ثالث پرداختن به این نگرانی و بحث در باره راه های جلو گیری از بروز چنین فاجعه ایست. پس در این محفل آشتی چه جای دشمنی که این راه به بیراه نرود...............................

      به نوشته برخي از مورخين برپايه افسانه ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود درجنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي و طراوت محيط قرارگرفت و آن روز را «نوروز»، روز صفا، پاك شدن زمين از بديها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال دراين روز آيين ويژهاي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است...........................................................................................

      بعد از اسلام، تا مدتي مراسم نوروز در ايران به صورت خصوص و خانوادگي برگزار مي شد. با وجود اين، نوروز ايراني از طريق مسلمانان تا اندلس (اسپانيا) گسترش يافت. از زمان عباسيان به دليل بسط نفوذ ايرانيان در دستگاه خلفاي اين دودمان، مراسم نوروز به اين دستگاه راه يافت ولي يك عيد رسمي (روز ملي) نبود. در روايت است كه هارون الرشيد، خليفه معروف عباسي، هزاران سكه نقره كه يك طرف آنها را رنگ زده بود (علامتگذاري كرده بود) در مراسم نوروز (سال 211 هجري) در شهر بغداد به بزرگاني كه به ديدن او رفته بودند، هديه داده و به آنان تأكيد كرده بود كه نوروز سال آينده، كسي سكه دريافت خواهد كرد كه سكه هاي امسال را با خود بياورد و به او نشان بدهد. هدف هارون اين بود كه سكه هاي عيدي را که داده بود خرج نكنند.....

      این نشان میدهد که حتی کسانی که از ایرانیان نیودند و ایران را تصرف کرده بودند آهسته آهسته به سنت نوروز گردن می نهادند..........................................

      مردآويز زياري (مازندراني) از قهرمانان ملي ايرانيان كه بر قسمت بزرگي از ايرانزمين حكومت مي كرد و اصفهان را پايتخت خود قرار داده بود، كمر به برگزاري آيين هاي ملي ايران از جمله تيرگان، مهرگان، سده، چهارشنبهسوري و مهمتر از همه نوروز بسته بود و تاكيد داشت كه مراسم عينا و مطابق عهد ساسانيان برگزار شود و در اين راه سختگيري زياد و افراط بيش از حد ازخود نشان مي داد، به گونه اي كه در سال 934 ميلادي دست به تنبيه كاركناني زد كه در آذين بندي اصفهان براي نوروز سليقه كافي به كار نبرده بودند و همين امر سبب شد كه خدمه غيرايراني كه مورد انتقاد قرار گرفته بودند، از بيم جان خود، او را در حمام کشتند. مردآويز همان سال جشن سده را در اصفهان برگزار کرده و شخصا در آن شرکت جسته بود. وي بود که پس از راندن دست نشاندگان عربان از مناطق مرکزي ايران دستور اکيد داده بود که ايرانيان جز به فارسي نگويند و ننويسند....................................................

      پس زبان پارسی از نابودی نجات یافت و دستاورد مرد آویز زیاری به امروز رسیده است. پس ما ایرانیان به سختی های تاریخ ایران چون بنگریم ، برایمان آزاد اندیشی و زیر یوق بیگانه نرفتن سهل تر میگردد........................................................

      اميراسماعيل ساماني و به نوشته برخي از مورخان از دودمان ژنرال بهرام مهران (بهرام چوبين، متولد ري و نابغه نظامي ايران) كه به تجديد حيات زبان فارسي و فرهنگ ايراني كمك فراوان كرد، در سال 892 ميلادي از رياضيدان هاي خراسان خواست كه تقويم ساساني را دوباره نويسي كنند تا «نوروز»در ساعت درست و هنگام عبور خورشيد از استوا آغاز شود و حلول سال دقيق باشد. اين آرزو سالها بعد توسط «عمرخيام» تحقق يافت و تقويم هجري خورشيدي و لحظه دقيق حلول سال نو تهيه و تنظيم شد. جلال الدين ملکشاه سلجوقي كه عمر خيام نيشابوري در دوران حکومت او تقويم خورشيدي را تنظيم کرده بود از همان زمان دستور رعايت آن را داد که طبق قانون مصوب مجلس، از قرن چهاردهم هجري نوشتن تاريخ مكاتبات در ايران با تقويم خورشيدي رسمي شد..............................................................

      پس این دقیق ترین تاریخ نگاری و تقویم و گاهشماری بشر تا به امروز آمده است و برای ما ایرانیان سندی است که خود را کوچک نشماریم ولی خود را بسیار آگاه و بی نیاز از دانستن ندانسته ها فرض نکره و همه حقیقت را در نزد خود ندانیم......................

      در سال 1330، دكتر مصدق روز 29 اسفند هر سال را روز ملي شدن صنعت نفت ايران؛ يک جشن ملي و تعطيل عمومي اعلام كرد و به اين ترتيب، يك روز بر تعطيلات نوروزي اضافه شد.
      دكتر مصدق در پيام نوروزي سال 1331 خود ايرانيان را به ايستادگي و پايمردي در برابر سلطه و استثمار خارجي فراخوانده و اشاره كرده بود كشوري كه استقلال واقعي و حاكميت ملي تمام عيار نداشته باشد، در جامعه بين المللي فاقد عزت و احترام است.
      او در نطق نوروزي سال 1332 خود به مردم اطلاع داد كه پيشنهادهاي غرب براي حل مسأله نفت را رد كرده است و بنابراين، مردم بايد كمربندها را محكمتر كنند و آماده هرگونه جانفشاني براي وطن و خنثي كردن توطئه ها باشند.....................

      پس ما دوستان محفل شهیر شهید ثالث بر آن میشویم که گفته های یکی از بزرگترین سرداران استقلال و آزادگی ایران (دکتر مصدق) را بعنوان یکی از الگو های
      پایداری در نظر بگیریم(((((منیع تحقیقاتی از سایت دکتر نوشیروان کیهانی زاده))))).
      .iranianshistoryonthisday.
      (((***پایدار وهمراه باشید..ارادتمند همه دوستان ** حاجی جفرسون..**)))




    • ستاره تهراني :
      3/24/2008 - 3:07:00 PM
      احسان خط چندم ؟ : . امروز جامعه ای ما بویژه نسل جوان ، در بلا تکلیفی عجیبی بسر می برد. بین شعارها و ارزش ها و نماد های متفاوت و گاه متناقض گیر کرده است . در حالی که سیر پیشرفت جامعه ای فعلی خود در جهان شتابان امروز را راضی کننده نمی یابد ، از خود می پرسد ، کدام یک از این شعارها و ارزش ها ونماد ها فریادرس و چاره ای ایران امروز هست ؟............حسن ج : ! زمانی لباس ایرانی بهترین هدیه پادشاهان به یکدیگر بود اما حالا لباس ایرانی چیه؟ کت و شلوار؟ امامه و عبا؟ موسیقی ایرانی چیه؟ قهرمان ایرانی کیه؟...........احسان خط چندم؟ :‌ بعید است حسین ج عزیز از حسن سلیقه ای شما یا بخصوص تصویر پرافتخار سرزمین کهن وعزیز ما مطلقا و ابتدا به ساکن دلزده باشد . در ورای حرف ایشان ، اعتراض به جای دیگر را می یابم ..... حسن ج :‌ نیما جان منظور من صرفا خود تخت جمشید نبود. _________>>>نتيجه اي كه شهير ميگيره :‌ احسان جان،از اینکه اینگونه با وسواس و دقت مطالب را می شکافی من هم در حیرتم و هم سپاسگزار._______ >>>نتيجه اي كه نجمه تهراني مي گيره :‌‌ اهاي خط چندم ؟ اين حسن ج هستش ! نه حسين ج ! خيلي دقتت پائينه . حواست كجاست اول سالي؟‌ خيلي حيرت كردم از اين حواس پرت . چه سپاسي ؟


    • ستاره تهراني:
      3/24/2008 - 2:53:00 PM
      سلام بچه ها . به به ! می بینم که بازار تبریک براه هستش . اوکی . منم عیدو تبریک می گم ولی هرچی شعر خوب و مناسبت دار تو ادبيات فارسي بوده ، همش فبلا همین جا مصرف شده . اوکی . پس فعلا همین دیگه : بچه ها عیدتون خیلی مبارک . راستش با خونواده رفتیم یه تک پا یه گشتی اون ورا < کدوم ورا ؟> زدیمو اومدیم . جای همتون خالی بودش . چقدر مردم ایران اونجا شاد بودن ! چی میشد اگه تو ایران هم یه جشنی ، مراسم خیابونی ، تو یه جایی ، همینجور شادی می کردن؟ هیچی بابا! خیلی یاد مقاله ای اقای شهیر کردم .همون که گفت ایران منزلگاهی که لبخند نمیزنه . حیف ! حالا یه چیز دیگه هم بگم .من خوشم می اد از این اقای شهیر . خیلی مستنده . اب که می خود بخوره استنادشو میگه که کی اینو گفته . نفس مي كشه مي گه بقول فلان اقا . یه نگاه بندازین بالا ببینین چی میگم . اگه بد میگم بگین بد میگی ! < بقول پاستور من آنچه که از دستم بر می آمد انجام دادم > !؟!؟ بابا مستند ، پاستور شناس . باریکلا مرسی . جا داره که ما هم از قول پاستور در کتاب < چگونه اولین بار من پاستوریزه کردم ؟ > به اقا شهیر بگیم که : [ No problem dear wise and kind Shahir . Don’t pain your hands and fingers. Thanks a lot . U did your best . I see . ] . اوکی . این از این . بعدش هم اینکه دایی حاجی مرسی با اون عکست .خیلی خوب بودش . ایشالا همه بچه ها خوب وخوش باشن تو این سال . اها ! یه چیز دیگه هم بگم و برم . اهای اقای متخصص اي تي ! بخصوص از نوع نجیبش ! خودش میدونه کیو میگم . یه کمک به این اقا ی شهیر بده که این سایت توی فایر فاکس هم نمایش داده بشه . این چه وضعشه؟ فیلماشم یه کاری بکن بتونیم ببینیم . یه راهی ، چاره ای ، چیزی ! میري واسه لگد زدن به اون رباته مي شيني غصه مي خوري ؟ اگه راستشو میگی یه کاری کن که این مشکلات برطرف شه . قدر لنگه کفشه مامانت رو هم بدون ! اوکی . اینم از این .بچه ها ایشالا همه شادو تندرست باشین زیر سایه ای خونوادتون و خدای بزرگ .
       
      من چند بار گفتم بچه ها چک کردن و گفتن با فایر فاکس مشکلی نداره. عجیبه شما میگی باز هم اشکال داره. دوستان عزیزی که می تونن کمک کنن لطفا دریغ نکنن. شهیر


    • شهف:
      3/23/2008 - 5:02:00 PM
      سال نو مبارک
      به امید سالی بهتر با تشکر از مطالب دقیق و پر بارت
      حسن تو همیشه در فزون باد رویت همه ساله لاله گون باد


    • میثم:
      3/23/2008 - 1:05:00 PM
      سلام
      نوروز باستانی ایران بزرگ را به همه ی ایرانیان بزرگ اندیش و نیک مهر و خوش گهر تبریک می گم.(به خصوص شهیر جان و حاجی جفرسون)
      شهیر خان این فروم رو راه بندازی ما این حاجی رو همراه با شما در اسرع وقت تخلیه اطلاعاتی می کنیم


    • حــســن.ج:
      3/23/2008 - 10:06:00 AM
      نیما جان! من با نظر شما موافق نیستم. قیاس قبله چند صد ملیون مسلمان با یک بنای تاریخی صحیح نیست. یک نفر هر قدر هم مسلمان باشد باز هم در جایی که مربوط به چیز دیگریست عکس کعبه نمی‌گذارد. مگر احمدی نژاد در وبلاگش عکس کعبه گذاشته؟ مسلمان ترین تولید کننده سس مایونز هم از عکس کعبه در سایتش استفاده نمی‌کند. اصلا منظور من این نبود! زمانی لباس ایرانی بهترین هدیه پادشاهان به یکدیگر بود اما حالا لباس ایرانی چیه؟ کت و شلوار؟ امامه و عبا؟ موسیقی ایرانی چیه؟ قهرمان ایرانی کیه؟ نیما جان منظور من صرفا خود تخت جمشید نبود. بیخ قضیه بیشتر از این حرفهاست.
      حاجی جفرسون عزیز، خیلی استفاده کردم. ممنون از شما. شاید در فروم جدید بشود جایی برای پرداختن به تاریخ ایجاد کرد.


    • Nima:
      3/23/2008 - 3:42:00 AM
      خدمت حسن آقا، وضمن تشکر از احسان جان وجفرسون عزيز ، قربان اين حرف شما مثل اين هست که بخواهی بگی چرا هر جا می ری عکس مکه توسط مسلمانها استفاده شده ؟ و يا اينکه بگی اين مسلمون اصلا از تاريخچه اسلام و مکه چيزی می دونه؟ اينکه مثل ماجرای موسی و چوپان شد.قربان ,شما که وکيل مردم نيستيد که همه مردم از هر چيزی به يک مقدار آگاه باشند .چون اصلا لزومی هم ندارد, همونطور که احسان عزيز گفت اينها ريشه هست . شما اگر دوست داری می تونی بری و ريشه های ديگری رو هم تحقيق کنی ولی به نظر من ,دوباره بر می گردی سراغ تخت جمشيد چون اصول انسانيت و کمال در طول تاريخ عوض نمی شه.


    • احسان __ خط سوم:
      3/22/2008 - 10:47:00 PM
      با سلام وکسب اجازه از شهیر عزیز ضمن تبریک مجدد عید نوروز خدمت دوستان عزیز (یکبار قبلا عرض ادب کرده بودم ) و بویژه خدمت اقایان حسین ج عزیز , و حاجی جفرسون عزیز . خواستم بدین وسیله ، اگر چه کمی دیر ، تشکر خود را از حسن سلیقه ای حاجی جفرسون عزیزمان که خوشبختانه از هنر عکاسی نیزدر کنار دیگر رشته های هنری بهره ای ویژه دارند ، اعلام دارم . به اطلاع ایشان برسانم که از زمان دریافت این عکس ، ان را در دسکتاپ قرار داده ام . نکات بسیار جالبی را گفتید . اگر زحمتی نیست با به راه افتادن فوروم لطفا ما را از دانسته های خود در مورد اثارو نکات تاریخی _ ملی بیشتر مطلع فرمائید ، همچنان که تا کنون به تناسب موضوع وبا ظرافت ویژه ای خود در نکات ارزشمند خود ، بخش هایی را گوشزد کرده اید و این تنها یکی از دلایل ارادت بنده به شخص شما حاجی عزیزمان است . ولی خواستم با اجازه ای حاجی عزیزمان که از میزان ارادت من به خود اگاه است ،عرض کنم که من هم می توانم حسین ج عزیز را تا حدی "درک" کنم . امروز جامعه ای ما بویژه نسل جوان ، در بلا تکلیفی عجیبی بسر می برد. بین شعارها و ارزش ها و نماد های متفاوت و گاه متناقض گیر کرده است . در حالی که سیر پیشرفت جامعه ای فعلی خود در جهان شتابان امروز را راضی کننده نمی یابد ، از خود می پرسد ، کدام یک از این شعارها و ارزش ها ونماد ها فریادرس و چاره ای ایران امروز هست ؟ بعید است حسین ج عزیز از حسن سلیقه ای شما یا بخصوص تصویر پرافتخار سرزمین کهن وعزیز ما مطلقا و ابتدا به ساکن دلزده باشد . در ورای حرف ایشان ، اعتراض به جای دیگر را می یابم . شهیر هم همانگونه که گفت می تواند او را "درک" کند . قطعا اگرکاملا "موافق "بود ، عکس زیبای شما را زینت بخش سایت خود، ان هم در طلیعه ای زیباترین ایام بهار و اغاز نوروز باستانی نمی کرد . مجددا خدمت حاجی عزیز عرض می کنم ، با براه افتادن فوروم ، زحمت زیادی به شما خواهیم داد . خود کرده را تدبیر نیست قربان . ) در موقع ارسال این پست خوشبختانه دیدم که اطلاعات خوبی فرستادید . باز هم ممنون ) با احترام خدمت حاجی جان و حسین ج عزیز و تمامی دوستان مهربان شهیر : احسان
       
      احسان جان،از اینکه اینگونه با وسواس و دقت مطالب را می شکافی من هم در حیرتم و هم سپاسگزار. شهیر


    • حاجی جفرسون:
      3/22/2008 - 10:04:00 PM
      با درود اطلاعات تکمیلی درباره تخت جمشید تقدیم می گردد. دانستن این مطالب برای خوانندگان ایرانی اصیل سایت توصیه می شود.
      سر تخت جمشید جای تو باد سریر سران خاک پای تو باد (نظامی) تخت جمشید (Ttakht -e- Jamshid) نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است. مسیر منتهی به تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی مسیر منتهی به تخت جمشید آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود120 سال به طول انجامید. نمایی از تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی نمایی از تخت جمشید مجموعه تخت جمشید به وسعتی حدود 135000 متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند. پله های وروردی به تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی پله های وروردی به تخت جمشید مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها،‌ ستونها، ‌و دو آرامگاه سنگی است. جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند. تصویری حیرت انگیز از تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی تصویری حیرت انگیز از تخت جمشید در قسمت بالای تخت جمشید، در دامنه كوه رحمت؛ دو آرامگاه وجود دارد كه آرامگاه اردشیر دوم و اردشیر سوم می باشد. تخت جمشید حدود دویست سال محل سكونت شاهان هخامنشی بوده تا اینکه در 330 پ.م. اسكندر مقدونی  آنرا سوزاند. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی می دانند، عده ای دلیلش را جلب خوشنودی و ارضای بوالهوسی های "طائیس"....مشهور آتنی توسط اسکندر و برخی این اقدام اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن (و معبد آرتیمیس در آن) بدست خشایارشا می دانند. البته آنوبانینی نظرات دیگری در این باره شنیده است؛ به طور مثال برخی بر این باورند که نابودی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی روی نداده و حتی بر این باورند که پای اسکندر مقدونی هیچگاه به این منطقه نرسیده است. مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید مقبره اردشیر سوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی مقبره اردشیر سوم؛ تخت جمشید درون مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی درون مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید از میان کاخ های تخت جمشید کاخ آپادانا از همه قدیمی تر و باشکوهتر بوده است. ساختن این کاخ به دستور داریوش (521-485 پ.م.) در حدود سال 515 پ.م. آغاز شده و سی سال به طول انجامیده است. این کاخ 3660 متر مربع مساحت دارد. تالار اصلی 36 ستونی (6*6) و در شرق و غرب و شمال دارای ایوانهای 12 ستونی (2*6) است؛ مهمترین نقوش تخت جمشید در پله های ایوان شرقی که گویا در ابتدا ورودی اصلی کاخ بوده حکاکی شده اند. ارتفاع ستون های آپادانا تقریبا بیست متر و بسیار مستحکم بوده؛ به نحوی که تا زمان قاجار هنوز 13 ستون از ستونهایش بر افراشته باقی مانده بود. کاخ دیگری که همزمان با آپادانا ساخته شده کاخ داریوش (تَچَر) است که به دلیل آنکه با سنگهای خاص بسیار صیقلی ساخته شده است معاصران آنرا تالار آیینه نامیده اند. این کاخ دارای 12 ستون (3*4) و ایوانی در جنوب با 8 ستون (2*4) است؛ و به عنوان سکونتگاه شاه مورد استفاده قرار میگرفته است. بخش باشکوهی از آثار به جای مانده در تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی بخش باشکوهی از آثار به جای مانده در تخت جمشید کاخ مهم دیگر کاخ صد ستون است که ساختن آن توسط خشایار شاه (486-465 پ.م.) در حدود سال 470 پ.م. آغاز شده و بیست سال به طول انجامیده. این کاخ با 4700 متر مربع مساحت وسیعترین کاخ تخت جمشید است؛ که ایوانی 16 ستونی (2*8) درشمال دارد. ارتفاع ستونهای کاخ 14 متر بوده و ساخت آن در زمان اردشیر اول (465-424 پ.م.) پایان یافته است. پلکان ورودی اصلی تخت جمشید که در شمال غربی واقع است، توسط خشایار شاه ساخته شده و جمعا 111 پله در هر سمت دارد. طول هر پله 6.90 متر، به عرض 38 سانتیمتر و ارتفاع هر پله 10 سانتیمتر است؛ که برای حرکت آسان و محترمانه افراد بسیار مناسب بوده است. در بالای پلکان اصلی "دروازه ملل" قرار دارد که کتیبه ای به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی (هر یک 20 سطر) در سر در آن نگاشته شده است که در آن خشایار شاه پس از ستایش اهورمزدا و معرفی خود آورده است: گوید، خشایار شا: این بارگاه همه ی ملل (دروازه ی ملل) را من به توفیق اهورمزدا ساختم... کاخ خشایار شاه، کاخ مرکزی (تالار شورا) کاخ اندرونی و حرم سرا و کاخ خزانه از دی